محور بحث آن است که اگر امری به یک فعل واجب تعلق گیرد، اما در تعیین نوع وجوب آن تردید وجود داشته باشد—یعنی روشن نباشد که آیا این وجوب، نفسی است یا به جهت وجوب فعل دیگری، از نوع وجوب غیری محسوب میشود— آیا میتوان چنین امری را ظاهر در وجوب نفسی دانست؟ برای پاسخ به این پرسش، تقریرهای مختلفی در جهت اثبات ظهور دلیل در وجوب نفسی ارائه شده است.
تقریب نخست: تمسک به اطلاق احوالی (محقق خراسانی)
یکی از تقریرها در این زمینه، تقریری است که توسط محقق خراسانی[1] (رحمةاللهعلیه) مطرح شده و مبتنی بر تمسک به اطلاق احوالی دلیل است.
بیان تقریب:
بر اساس این دیدگاه، اگر در دلیل شرعی، امر به مقدمهای مانند وضو به صورت مطلق صادر شده باشد—بدون تقیید به تحقق واجب اصلی مانند نماز—این اطلاق اقتضا میکند که وضو به نحو نفسی واجب باشد، نه به عنوان مقدمهای برای فعل دیگر.
به عبارت دیگر، اطلاق امر «تَوَضَّأْ» دلالت دارد بر اینکه وضو در هر حال واجب است، چه نماز واجب باشد و چه نباشد. لازمهی این اطلاق، اثبات وجوب نفسی وضو است
اشکال شهید صدر: اَخَصّ بودن دلیل از مدعا
مرحوم شهید صدر (ره) این تقریب را اخص از مدعا دانستهاند.[2]
توضیح:
ایشان فرمودهاند ممکن است میان وجوب وضو و وجوب نماز، تلازم برقرار باشد، بهگونهای که همواره با انتفای وجوب نماز، وجوب وضو نیز منتفی شود. در این صورت خاص، اطلاق احوالی دلیل وضو سامان نمییابد و در نتیجه، وجوب نفسی به اثبات نمیرسد.
[!tip] نکتهی تدقیقی
انتفای وجوب وضو در اثر انتفای وجوب نماز، لزوماً به معنای وجوب غیری وضو نیست؛ بلکه ممکن است وضو واجب نفسی باشد، ولی وجوبش به صورتی اختصاص داشته باشد که نماز واجب باشد.
تدقیق اشکال و تفکیک عوامل سهگانه انتفای وجوب
آقای شهیدی اشکال آقای صدر را پذیرفته[3] و این نکته را افزودهاند که تلازم میان عدم وجوب نماز و عدم وجوب وضو، شامل عدم وجوب ناشی از عجز از نماز نیز میشود.
بدین مناسبت، باید به عوامل سهگانهی واجب نبودن یک عمل توجه کرد:
- انتفای ملاک عمل: فعل، اساساً بیملاک شود و وجوبش منتفی گردد.
- عدم امکان استیفای ملاک: فعل ملاک دارد، اما استیفای آن ممکن نیست.
- عجز از انجام عمل: اساساً انجام فعل مقدور نیست.
تطبیق و تدقیق اشکال شهید صدر:
با توجه به تفکیک فوق، اشکال شهید صدر (ره) را میتوان اینگونه دقیقتر تقریب کرد:
اگر احتمال داده شود که انتفای وجوب نماز (به دلیل یکی از سه عامل فوق)، باعث شود که:
- وضو ملاک نداشته باشد؛
- یا امکان استیفای ملاکش فراهم نباشد؛
در این دو حالت (انتفای ملاک یا عدم امکان استیفاء)، اطلاق احوالی دلیل وضو در هم میشکند و وجوب نفسی آن به اثبات نمیرسد.
اما اگر انتفای وجوب نماز، صرفاً سبب عجز از انجام وضو باشد، از آنجا که تعیین قدرت و عجز خارجی از عهدهی شارع خارج است و احراز آن وظیفهی شارع نیست (حتی در فرضی که در خارج همواره قدرت را در دلیل قید کند)، سکوت شارع از بیان قید، اطلاق دلیل را در پی دارد.
نتیجهگیری نهایی: پذیرش محدود اشکال
کوتاهسخن آنکه: هرچند اشکال اخص بودن دلیل از مدعا را با آن گسترهای که توسط آقای صدر (ره) بیان شد نپذیرفتیم، ولی این اشکال در یک دایرهی محدودتر (موارد انتفای ملاک یا عدم امکان استیفاء) وارد است. در چنین مواردی، شارع از قید زدن بینیاز شده و اطلاق دلیل در هم میشکند.
اما واقعیت آن است که این فرض، فرضی نادر است و اصل تقریب محقق خراسانی (ره) را با اشکال جدی روبرو نمیکند. ![]()
بر اساس جلسه ۷۲
۱۷ دی ۱۴۰۳