⚖️ مقایسه اسناد خبری و اسناد طلبی

وجه مشترک اسناد خبری و طلبی (فعل نفسانی اسناد دادن)

اینک قصد داریم، جمله «زیدٌ قائمٌ» را که یک اسناد خبری است، با جمله «لیقم زیدٌ» که اسناد طلبی است، مقایسه کنیم. وجه مشترک این دو جمله، آن است که در ذهن متکلم، یک فعل نفسانی تحت عنوان «اسناد دادن» وجود دارد؛ خواه اسناد خبری باشد و خواه اسناد طلبی.

:bar_chart: بررسی اسناد خبری: مفاد یکسان در حالات مختلف باور متکلم

باید دانست، آن گاه که می‌گوییم «زیدٌ قائمٌ»، ممکن است به قیام زید اعتقاد نداشته باشیم؛ پس مقصود ما از فعل نفسانی، تصدیق نیست.

ممکن است جمله «زیدٌ قائمٌ» را به کار ببریم ولی آن را تصدیق نکنیم چون می‌دانیم این جمله، دروغ است. در جایی که متکلم در قیام زید تردید دارد، یا به عدم قیامش قطع دارد، می‌تواند جمله «زیدٌ قائمٌ» را به کار ببرد. همچنانکه وقتی به قیام زید، باور دارد، می‌تواند این جمله را به کار ببرد.

مقصود آن که، در اسناد خبری، مفاد جمله «زیدٌ قائمٌ» در جایی که به قیام زید باور داریم و جایی که بدان باور نداریم، یکسان است. «زیدٌ قائمٌ» از قیام زید خبر می‌دهد، خواه این جمله صادق باشد و خواه کاذب. مقصودمان از جمله صادق و کاذب، آن است که متکلم به درستی‌اش باور داشته باشد یا نداشته باشد. مفاد این جمله، در حالت یقین به وفاق، یقین به خلاف و تردید، یکسان است. «زیدٌ قائمٌ» یک فعل نفسانی بیشتر نیست و آن فعل نفسانی، اخبار به اتحاد قیام و زید است.

به سخن دیگر، در نفس متکلم، دو فعل رخ می‌دهد که یکی از دیگری حکایت می‌کند. یکی فعل اخبار، و دیگری فعل تصدیق. اخبار به قیام زید، حاکی از آن است که در نفس من، این تصدیق وجود دارد؛ خواه مطابق واقع باشد و خواه نباشد.

:bullseye: بررسی اسناد طلبی: «طلب فعل از مخاطب» و عدم وجود محکی

در مقابل اسناد خبری، اسناد طلبی قرار دارد. به جای «لیقم زیدٌ» صیغه مخاطب را به کار می‌بریم که راحت‌تر باشد؛ «قُم یا زید».

در گام نخست باید بدین نکته توجه نمود که، مقصود از طلب قیام زید، طلبی است که با «مِن» متعدی می‌شود نه طلبی که بدون «مِن» به کار می‌رود. طلب، گاهی به عنوان یک صفت نفسانی ملاحظه می‌شود که مطلوب‌منه ندارد. آن گاه که من در صدد تحقق بخشیدن به قیام زید باشم، و کاری انجام می‌دهم که زید قیام کند، طالب قیام زید هستم، ولی از زید طلب نکرده‌ام. این طلب، مورد بحث کنونی ما نیست. آن طلبی که اینک موضوع سخن است، طلبی است که با «مِن» متعدی می‌شود.

در جایی که متکلم می‌گوید «قُم یا زید»، در نفسش یک فعل نفسانی شکل می‌گیرد که این فعل نفسانی ناشی از وضع است. یعنی وضع است که این اجازه را به متکلم می‌دهد که فعل نفسانی را محقق کند. این فعل، طلب قیام از زید است. باید دانست، مفهوم طلب قیام از زید، از مفاهیم حاکیه نیست و با «زیدٌ قائم» فرق دارد. «زیدٌ قائمٌ» یک محکیّ دارد که همان تصور ذهنی‌اش است. این تصور ذهنی، یا با واقع مطابقت دارد و یا مطابقت ندارد. ولی وقتی از زید، طلب قیام می‌کنم، یک فعل نفسانی وجود دارد تحت عنوان «طلب القیام من زید»؛ این فعل نفسانی اساساً محکیّ ندارد.

در مواردی که به تعبیر نحوی ها، نسبت تامه شکل می‌گیرد، یک فعل نفسانی در نفس متکلم ایجاد می‌شود؛ این فعل نفسانی، گاه حاکیه است و گاه غیر حاکیه است. مقصودمان از فعل نفسانی حاکیه، حکایت‌ از یک فعل نفسانی دیگر است نه حکایت از خارج. وقتی می‌گوییم «قُم یا زید»، این جمله، صرفاً عملیات نفسانیِ «طلب القیام من زید» را نشان می‌دهد.

:light_bulb: انگیزه‌های مختلف در کاربست جملات طلبی و خبری

البته در اینجا نکته‌ای وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد مبنی بر آن که، متکلم به هنگام کاربست جمله «قُم یا زید»، انگیزه‌های مختلفی دارد. گاهی هدف متکلم از ایجاد این فعل نفسانی، شوخی کردن است؛ گاهی هدفش، طلب حقیقی است؛ گاهی هدفش، افهام ناتوانی مخاطب است؛ گاهی هدفش، قدرت دادن به مخاطب است، همانند کراماتی که نقل می‌شود مبنی بر این که مثلاً امام زمان علیه السلام، فردی را که فلج است، مورد خطاب قرار داده و می‌فرمایند: «برخیز»، که هدفشان ایجاد قدرت در شخص فلج است.

در جملات اخباری، وقتی گفته می‌شود «زیدٌ قائمٌ» مفاد این جمله، در جایی که به قصد شوخی است، یا متکلم بدان باور ندارد، با جایی که متکلم جدّیت دارد و به مفاد کلام نیز باور دارد، یکسان است. ولی نکته آن است که متکلم این جمله را در درون خویش به کار نمی‌برد بلکه آن را به مخاطب القا می‌کند. هدف متکلم از کاربست این جمله، اثرگذاری در مخاطب است؛ آن تأثیر چیست؟ هدف متکلم از کاربست این جمله، ایجاد یک حالت در مخاطب است؛ آن حالت چیست؟ آن حالتی که در تمام موارد وجود دارد، عبارت از آن است که مخاطب بفهمد، متکلم «زیدٌ قائمٌ» را استعمال کرده است. همانطور که گفتیم، ما پدیده‌ای به نام «اسناد القیام الی زید» داریم که فعل متکلم است و با القای این جمله به مخاطب، می‌خواهد به مخاطب نیز بفهماند که این فعل توسط من انجام شده است.

این حالتی است که در تمام موارد وجود دارد. پرسش ان است که در طول انتقال این حالت، هدف متکلم از این که، مخاطب را از فعل خویش مطلع می‌کند، چیست؟ افزون بر این حالتی که در تمام موارد وجود دارد، در برخی موارد، هدف دیگری وجود دارد مبنی بر آن که، مخاطب قیام زید را تصدیق کند. یعنی آن تصدیقی که ممکن بود در ذهن متکلم باشد و ممکن بود در ذهنش نباشد، در ذهن مخاطب ایجاد شود.

پیش‌تر گفتیم، اسنادی که فعل نفسانی مکلف است، از یک فعل نفسانی دیگر به نام تصدیق حکایت می‌کند. گاهی متکلم، قصد دارد در ذهن مخاطب، این تصدیق را ایجاد کند. البته این مطلب، همیشگی نیست چون ایجاد تصدیق در ذهن مخاطب، متوقف بر آن است که اولاً مخاطب، متکلم را جادّ بداند چون اگر متکلم را هازل بداند، کلامش را تصدیق نمی‌کند. در ثانی باید متکلم را صادق بداند چون اگر متکلم را صادق نداند، نهایتش آن است که چون وی را جادّ دانسته، متوجه می‌شود متکلم به قیام زید، باور داشته است، ولی خود مخاطب به قیام زید، معتقد نمی‌شود مگر در صورتی که وی را صدوق بداند. به سخن دیگر، اعتقاد به معتقد بودن متکلم، چیزی است؛ و اعتقاد به نفس قیام زید، چیز دیگری است. پس گاهی هدف نهایی متکلم، ایجاد تصدیق در ذهن مخاطب است؛ تصدیقی که شبیه تصدیق موجود در متکلم است. ولی همانطور که اشاره کردیم، این مطلب، دائمی نیست.

شبیه این گونه تحلیل‌ها، در مورد جملات طلبیه نیز قابل تصویر است. همانطور که گفتیم، در جملات طلبیه، در افق ذهن متکلم، تنها یک مرحله وجود دارد و تنها یک فعل تحقق دارد که نامش «طلب فعل از مخاطب» است. این چیزی است که در تمام موارد وجود دارد و توضیحش را به جلسه آینده موکول می‌کنیم.

هدف متکلم از این طلب چیست؟ این طلب، هم در موارد طلب حقیقی وجود دارد، و هم در موارد تعجیز و تسخیر و … .

در جملات خبریه، هدف متکلم آن بود که تصدیقی شبیه تصدیق موجود در ذهن خودش را، در ذهن مخاطب ایجاد کند؛ ولی در جملات طلبیه، وقتی متکلم وجود یک فعل نفسانی به نام طلب را بیان می‌کند، چنین نیست که قصد داشته باشد، شبیه طلبی که در نفس خودش موجود است یا در نفس مخاطب ایجاد کند. فرض آن است که در جملات طلبیه، در ذهن متکلم تنها یک فعل تحقق دارد و آن فعل، طلب است؛ بر خلاف جملات خبریه که نخست از یک فعل به نام اخبار حکایت می‌کرد؛ این اخبار از فعلی دیگر به نام علم تصدیقی حکایت می‌کرد؛ و آن علم تصدیقی، از خارج حکایت می‌کرد.

در جملات خبریه متکلم قصد دارد شبیه این علم تصدیقی را در ذهن مخاطب ایجاد کند، ولی در جملات طلبیه، متکلم قصد ندارد در ذهن مخاطب، طلب را ایجاد کند. آن شبیه سازیی که در جملات خبریه مطرح است، در هیچ یک از جملات انشائی، مطرح نیست.


:date: جلسه ۱۹ مورخ ۱۸ مهر ۱۴۰۳