جلسه 95 مورخ 26 فروردین 1403
کمفائده بودن مبحث صحیح و اعم
نکتۀ دومی که وجود دارد، یک نکتۀ عام است مبنی بر آن که این بحثها هر چند بیفائده نیستند ولی به دلیل زیاد نبودن ثمرۀ فقهی آنها، طرح آنها از اولویت خارج است. بحث صحیح و اعم از همین قبیل است. این بحث هر چند یک بحث اصولی محسوب میشود ولی ثمرۀ چندانی ندارد.
علّت اصولی شمردن این بحث آن است که نکات مطرح در وضع لفظ برای صحیح یا اعم، نکات عام است؛ یعنی همان نکتهای که اقتضا میکند واژۀ «صلاة» برای صحیح وضع شده باشد، اقتضا میکند واژۀ «صوم» نیز برای صحیح وضع شده باشد.
اما عمدۀ قضیه آن است که ثمرۀ این بحث را در صحت تمسک به اطلاق بنابر قول به اعم، و عدم صحت تمسک به اطلاق بنابر قول به صحیح دانستهاند؛ این در حالی است که اطلاق قابل تمسک در معمول موارد، اطلاق مقامی است و در جریان اطلاق مقامی، تفاوتی بین قول به صحیح و قول به اعم وجود ندارد.
به بیان دیگر، اگر متکلم در مقام بیان تمام مرادش با این کلام باشد، اطلاق مقامی دلیل واحد سامان یافته و به هر ترتیب باید در این کلام تمام شرائط را بیان کند؛ خواه لفظ مذکور، برای صحیح وضع شده باشد و خواه برای اعم. همچنین اگر با این کلام در مقام بیان تمام مرادش نباشد، به هر حال باید در مجموع ادله در مقام بیان تمام مرادش باشد تا تأخیر بیان از وقت حاجت نشود، و بر همین اساس اطلاق مقامی مجموع ادله سامان یافته و با تکیه بر آن میتوان شرائط وجوب نماز یا نماز واجب را تعیین کرد؛ خواه لفظ مورد نظر برای صحیح وضع شده باشد و خواه برای اعم.
کوتاه سخن آنکه، تفاوت بین قول به صحیح و قول به اعم، تنها در آن است که به اطلاق لفظی تمسک کنیم یا به اطلاق مقامی این دلیل؛ و الا در اصل تمسک به اطلاق تفاوت خاصی وجود ندارد. و اگر در این دلیل، در مقام بیان نباشد، به منظور جلوگیری از تأخیر بیان از وقت حاجت، میباید در مجموع ادله در مقام بیان بر آمده باشد، و اطلاق مقامی مجموع ادله مشکل را برطرف میسازد؛ خواه قول به صحیح را بپذیریم و خواه قول به اعم.
ناگفته نماند که هر چند خود این مباحث، ثمرۀ عملی چندانی ندارند، ولی در لابلای این مباحث، بحثهای سودمندی به چشم میخورند. برای مثال محقق خراسانی بحث از وجود جزء مستحب را مطرح نمودهاند که آیا اساساً جزء مستحب داریم یا نداریم؟ محقق خوئی امکان جزء مستحب را انکار نمودهاند. به هر حال از این بحثها عبور نموده و آنها به جای مناسب خودش واگذار میکنیم.