کثرت غفلت از قرائن عدمی

جلسۀ 22 آبان 1386

کثرت غفلت از قرائن عدمی

نکتۀ مهم در موارد استعمال ‌این بود که گاهی اوقات آن معنایی را که ما از جمله می‌فهمیم مستند به خود آن لفظ نیست بلکه مستند به قرائن حالیه است که این معنا را به ذهن خطور می‌دهند؛ بخصوص قرائن حالیه گاهی قرائن عدمیه است؛ در مواردی که قرینه عدمیه باشد اکثرا غفلت می‌شود، تصور می‌شود که از خود کلام چنین استفاده می‌شود.

اکنون نمونه‌‌‌ای را ذکر می‌کنم.

فی المثل شما خبر می‌‌دهید که محمود آقا مرده است، آیا مردن محمود آقا ظهور دارد در ‌اینکه تصادف نکرده و کشته نشده است؟ بلی چنین ظهوری دارد، به دلیل ‌اینکه اگر با ‌این ویژگی‌‌‌های خاص مرده بود باید ذکر می‌شد، البته مردن به خودیِ خود ظهور در غیر موارد تصادف و قتل و امثال‌این‌‌‌ها ندارد؛ لکن به نحو تعدد دالّ و مدلول ‌این معنا فهمیده می‌شود، اصل مرگ از واژه مردن استفاده می‌شود، اما‌اینکه مرگ او آن حالت‌‌‌های خاص و ویژه را ندارد از سکوت یا به اصطلاح از اطلاق مقامی، اطلاق سکوتی و امثال‌این‌‌‌ها استفاده می‌شود.