جلسه 105 مورخ 2 اردیبهشت 1404
کافی بودن عنصر «اضافة العمل الی الله» برای تحقق قصد قربت
در مقابل مرحوم صاحب جواهر که فرموده است حتماً باید قصد امر در متعلّق اخذ شود، اصولیان بر آنند که ادلۀ دالّ بر لزوم قصد قربت، از هیچرو بر لزوم خصوص قصد امر دلالت ندارند؛ این ادله بر کافی بودن «إضافة العمل إلی اللّه» دلالت میکنند. برای مثال در آیۀ شریفۀ ﴿وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾ قید «للّه» آمده است؛ همچنین روایت مَنْ عَمِلَ لِي وَ لِغَيْرِي فَهُوَ لِمَنْ عَمِلَ لَه؛ همچنین روایت عبد الله بن سنان که میگوید فَلِمَنْ تُصَلِّي فَقَالَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ همچنین روایت لَا صَدَقَةَ وَ لَا عِتْقَ إِلَّا مَا أُرِيدَ بِهِ وَجْهُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ در هیچیک از این ادله، خصوص قصد امر مطرح نشده است.
آن زمانی که مشغول تنظیم رسالۀ آیت الله والد بودیم، در این فکر بودیم که برای بیان قصد قربت، چه تعبیری به کار ببریم که هم دقیق باشد و هم پیچیده نباشد. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که همان تعابیر موجود در روایات را در رساله بیاوریم، یعنی تعبیر «برای خدا». تعبیر «إضافة العمل إلی اللّه» تغییریافتۀ «للّه» است. چه لزومی دارد عبارت روایات را تغییر دهیم؟! مناسب آن است که بگوییم عبادت، چیزی است که باید برای خدا انجام شود. این تعبیر دقیقاً همانند تعبیری است که در روایات آمده است. تعبیر «برای خدا»، از تعبیر «إضافة العمل الی الّله» روشنتر است و درکش برای عرف سادهتر است. تعبیر «اضافة العمل إلی اللّه» گاهی منشأ ابهام میشود؛ «اضافة» یعنی چه؟ نسبت عمل به خدا …؟ مناسب آن است که همان تعبیر روایات را به کار ببریم چنانکه در برخی روایات گفته شده، فأنا لا أقبل إلّا ما كان خالصا لي. بنابراین برای آنکه مفهوم خلوص نیز در تعریف عبادت گنجانده شود، میتوان تعبیر «فقط» را نیز به عبارت افزود و عبادت را چنین تعریف کرد: «عملی که فقط برای خدا انجام میشود». تعبیر «للّه» که در روایات آمده، تعبیری روشن است که در آن خصوص قصد امر نهفته نیست.
در میان روایات، ممکن است روایت لَا صَدَقَةَ وَ لَا عِتْقَ إِلَّا مَا أُرِيدَ بِهِ وَجْهُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ را بر چیزی بیش از «إضافة العمل إلی الّله» دالّ بدانیم و آن را مؤید کلام مرحوم صاحب جواهر قلمداد کنیم؛ چون در این روایت، از تعبیر «أرید» استفاده شده است؛ اراده مفهومی است که در آن عنصر انشاء نهفته است؛ یعنی با یک نوع بناگذاری قلبی همراه است. بدین ترتیب، مجرّد اینکه خدا محرّک من باشد، «أرید» صدق نمیکند بلکه حتماً باید حرکت من به قصد امتثال امر خدا باشد تا «أرید وجه الله» صدق کند.
ولی به نظر میرسد، از آنرو که صدقة و عتق خودشان انشائی هستند، این روایت میخواهد بگوید مکلّف باید انشای عتق و صدقة را به خاطر خدا انجام دهد، و صرف محرّکیت کافی نیست. یعنی باید به هنگام انشاء توجه به این مطلب داشته باشد که انشائش باید با ارادۀ وجه الله همراه باشد. این مطلبی است که ما نیز بدان ملتزم هستیم پس این روایت نیز بر فرمایش مرحوم صاحب جواهر دلالت نمیکند. این روایت مربوط به خصوص صدقة و عتق است که حاوی عنصر انشاء هستند. میخواهد بگوید در این انشاء باید ارادۀ وجه الله را نیز بگنجانید.
البته ممکن است بگوییم «ما أرید به وجه اللّه» نیز بر چیزی بیش از محرّکیت دلالت نمیکند. اگر چنین گفتیم دیگر مجالی برای این بحثها باقی نمیماند. این بحثها مربوط به کسی است که «ما أرید به وجه اللّه» را دالّ بر لزوم انشاء و عقد القلب بداند. در این صورت این پاسخ را مطرح میکنیم که لزوم انشاء و عقد القلب، در خصوص عتق و صدقة مطرح است؛ یعنی در خصوص عتق و صدقة که از انشائیات هستند، مکلّف باید به هنگام انشای صدقه و عتق، ارادۀ وجه اللّه داشته باشد. یعنی اگر گفتیم بر جنبۀ اخطاری دلالت دارد، پاسخ آن است که این جنبۀ اخطاری، مربوط به خصوص عتق و صدقه است چون خود اینها اخطاری هستند. میگوید آن صیغهای که شخص آن را اخطار و انشاء میکند، باید با قصد قربت و ارادۀ وجه اللّه همراه باشد. همانطور که پیداست، این روایت دلیل بر آن نیست که جنبۀ اخطاری و انشائی در تمام عبادات وجود دارد بلکه ناظر به خصوص عتق و صدقة است.
کوتاهسخن آنکه، در تعریف عبادت، دقیقاً همان مفهومی را بیان میکنیم که در روایات آمده است: «عبادت، چیزی است که فقط برای خدا انجام میشود». همانطور که پیداست، این تعریف به قصد امر اختصاصی ندارد.
البقرة : 196
المحاسن، ج1، ص: 122، ح135.
معاني الأخبار، ص: 142، ح1.
الكافي (ط - الإسلامية)، ج7، ص: 30، ح1.
الجواهر السنية في الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسى)، ص: 332
الكافي (ط - الإسلامية)، ج7، ص: 30، ح1.