به عقیده ما، تقریباً روشن است که «ینبغی» برای بیان جواز نیز به کار میرود. نمونههای یادشده در کلام آقای شهیدی نیز بر همین مطلب گواهی میدهند؛ جز یک مورد که همچنانکه آقای شهیدی گوشزد نمودهاند ناظر به وجوب وضعی است. نمونه مزبور، روایت «لَوْ وَلِيتُ النَّاسَ لَأَعْلَمْتُهُمْ كَيْفَ يَنْبَغِي لَهُمْ أَنْ يُطَلِّقُوا»[1] است که در آن، مقصود از «ینبغی» وجوب وضعی است.
ما نیز برای وجوب وضعی، روایتی را مثال آوردیم که همچون روایت ذکر شده توسط آقای شهیدی، به حکم وضعی طلاق ناظر است. در هر دو روایت، «ینبغی» برای بیان شرط صحت وضعی طلاق به کار رفته است. ولی سائر نمونههای ذکر شده توسط آقای شهیدی، برای بیان جواز به کار رفتهاند و مشکلی در آنها وجود ندارد.
نمونههای روایی «ینبغی» در معنای جواز
نمونه دیگری که برای بیان جواز ذکر شده، در کافی، جلد ۱، صفحه ۲۵۰، رقم ۶ آمده است. شخصی از امام علیه السلام میپرسد: «قَالَ السَّائِلُ يَنْبَغِي لِصَاحِبِ هَذَا الدِّينِ أَنْ يَكْتُم». آیا صاحب این دین، حق کتمان دارد؟ حضرت در پاسخ میفرماید: امیر المؤمنین علیه السلام در سالهای سکوتشان، به خاطر شرائط خاصی که حاکم بود، به جهت رعایت تقیه، کتمان میکردند.
همچنین در جلد ۲، صفحه ۴۳، رقم ۲ روایتی آمده است که موضوع آن درجات ایمان است. راوی به امام علیه السلام عرضه میدارد: ما از فلان قوم تبری میجوئیم چون آنچه را ما باور داریم، باور ندارند. حضرت در پاسخ میفرمایند: اگر چنین باشد، ما نیز درجاتی از ایمان را داریم که شما ندارید. «فَهُوَ ذَا عِنْدَنَا مَا لَيْسَ عِنْدَكُمْ فَيَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَبْرَأَ مِنْكُم». یعنی آیا جائز است که ما نیز از شما تبری بجوئیم؟! در این روایت، «ینبغی» برای بیان جواز به کار رفته است.
جلسه ۴۱
۲۱ آبان ۱۴۰۳
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج۶، ص: ۵۷، ح۲. ↩︎