پاسخ محقق خراسانی به اشکال مرحوم صاحب معالم پیرامون کثرت استعمال امر در ندب در روایات

اشکال مرحوم صاحب معالم و افزودن نکاتی به آن توسط مرحوم صاحب کفایه

اشکال مرحوم صاحب معالم آن است که کثرت استعمال صیغه امر در موارد ندب ، در روایت ائمه علیهم السلام، سبب شده است، معنای ندب ، به مجاز راجح تبدیل شود که مقصودشان همان مجاز مشهور است؛ و در مجاز مشهور نیز، شهرت یافتن مجاز، به اجمال دلیل منجر می‌شود.

اما محقق خراسانی ، نکاتی را به این اشکال افزوده است. ایشان می‌فرماید این کثرت استعمال، ممکن است سبب نقل صیغه امر به استحباب شده باشد؛ یا سبب «حمله علیه» شود.

سپس نکته سومی را که برای صاحب معالم است، در لابلای مطالب دیگر ذکر نموده، و می‌فرماید: «یا منشا اجمال شده باشد».

یعنی سه احتمال در اینجا وجود دارد. اگر بخواهیم فرمایش محقق خراسانی را واضح کنیم، ایشان می‌فرماید: کثرت استعمال، منشا وضع تعینی و شهرت مجاز نیست. در وضع تعینی که روشن است اگر لفظ در معنای دوم وضع تعینی پیدا کند، باید در همان به کار برود. در مجاز مشهور نیز دو مبنا وجود دارد؛ برخی لفظ را ظاهر در معنای مجازی مشهور دانسته، و برخی آن را سبب اجمال دانسته‌اند که نتیجه‌اش توقف است.

افزودن نکات اخیر توسط محقق خراسانی ، مطلب را بهتر کرده است چون احتمالات دیگری را که در مساله وجود داشته، گوشزد نموده‌اند.

پاسخ اول محقق خراسانی به اشکال و نقد آن :face_with_monocle:

محقق خراسانی در پاسخ به اشکال می‌فرمایند، این کثرت استعمال، تنها در استحباب نیست؛ صیغه امر در وجوب نیز کثرت استعمال دارد و گویا آن کثرت استعمالی که در وجوب دارد، سبب می‌شود کثرت استعمال در ندب ، مجاز مشهور نشود.

حال فرض کنید نیمی از موارد استعمال صیغه امر که معلوم‌الحال هستند، در موارد ندب ، و نیمه دیگرش در موارد وجوب باشد؛ به نظر می‌رسد اشکال مرحوم صاحب معالم مطرح می‌شود چون ظاهراً مرحوم صاحب معالم قصد ندارد ادعا کند استعمال صیغه امر در ندب ، مجاز اشهر است. یعنی نمی‌خواهد استعمال صیغه امر در ندب را مشهورتر از وجوب بداند. اشکال مرحوم صاحب معالم آن است که اگر هر دو گونه استعمال، مساوی باشند نیز، دلیل مجمل می‌شود و نمی‌توان وجوب را اثبات کرد. مجاز مشهور ، مجازی است که استعمالاتش با استعمالات معنای حقیقی، هم‌اندازه باشد. بدین ترتیب، محقق خراسانی برای دفع اشکال مرحوم صاحب معالم ، باید اکثر بودن موارد وجوب را اثبات کند که بسیار هم دشوار است. :downcast_face_with_sweat:

کوتاه‌سخن آن‌که پاسخ اول محقق خراسانی به اشکال مرحوم صاحب معالم ، چندان استوار نیست. پاسخ اصلی، همان پاسخی است که مرحوم سلطان العلماء ذکر نموده و محقق خراسانی نیز آن را بازگو نموده است.

بررسی عبارات محقق خراسانی و سلطان العلماء :open_book:

نخست عبارت محقق خراسانی و سپس عبارت مرحوم سلطان العلماء در حاشیه معالم را قرائت می‌کنیم.

عبارت محقق خراسانی بدین شرح است:

و كثرة الاستعمال فيه في الكتاب و السنة و غيرهما لا يوجب نقله إليه أو حمله عليه لكثرة استعماله في الوجوب أيضا مع أن الاستعمال و إن كثر فيه إلا أنه كان مع القرينة المصحوبة و كثرة الاستعمال كذلك في المعنى المجازي لا توجب صيرورته مشهورا فيه ليرجح أو يتوقف على الخلاف في المجاز المشهور … .

سپس مویدی ذکر می‌کنند که در ادامه پیرامون آن سخن خواهیم گفت.

ظاهراً مراد از قرینه مصحوبه ، قرینه متصله است. ایشان می‌فرماید، کثرت استعمالی که با قرینه متصله همراه باشد، سبب نمی‌شود معنای مجازی، به مجاز مشهوری تبدیل شود که بحث ترجیحش بر معنای حقیقی یا توقف در مورد آن مطرح است؛ چون در مجاز مشهور دو دیدگاه مطرح بود: یکی ترجیحش بر معنای حقیقی، و دیگری توقف. طبق دیدگاه دوم، دلیل مجمل می‌شود و معلوم نیست مراد از امر وجوب است یا ندب ؛ در نتیجه باید توقف کرد. :pause_button:

گویا محقق خراسانی قصد دارد بفرماید مجاز مشهوری که بحث ترجیحش بر معنای حقیقی یا توقف در موردش مطرح است، باید به قرینه منفصله باشد نه متصله .

این ادعای محقق خراسانی نیازمند تتبع است. :magnifying_glass_tilted_left:

مقصود آن‌که، مرحوم سلطان العلماء فرمودند مجاز مشهوری که مانع حمل بر معنای حقیقی است، مجازی است که با قرینه مقارن همراه باشد؛ محقق خراسانی نیز همین مطلب را فرمودند و تعبیر قرینه مصحوبه را جایگزین قرینه مقارن نمودند که مقصود از آن، همان قرینه متصلی است که در اصطلاح اصولیان رواج دارد.

شاهد محقق خراسانی: استعمال عام در خاص :bullseye:

محقق خراسانی در ادامه، برای مدعای خویش، چنین شاهد آورده‌اند:

كيف و قد كثر استعمال العام في الخاص حتى قيل ما من عام إلا و قد خص و لم ينثلم به ظهوره في العموم بل يحمل عليه ما لم تقم قرينةٌ بالخصوص على إرادة الخصوص.

ایشان می‌فرماید صرف کثرت استعمال مجازی با قرینه متصل ، سبب دست کشیدن از معنای حقیقی نمی‌شود؛ چون اگر چنین باشد، باید از عمومات نیز دست بکشیم چون شمار زیادی از عمومات ، در معنای خاص به کار می‌روند. کاربست عام در خاص ، به حدی زیاد است که این جمله معروف را سبب گشته است: «ما من عامٍ إلّا و قد خُصّ» . البته خود این جمله معروف نیز نوعی مجاز است چون خود این عام نیز تخصیص خورده است؛ زیرا چنین نیست که تمام عمومات ، تخصیص خورده باشند. این جمله، خودش را نیز شامل می‌شود. :wink:


:books: جلسه ۲۹ مورخ ۵ آبان ۱۴۰۳