جلسۀ مورخ 29 مهر 1386
وجود ادعاء و تأول در تمام استعمالات مجازی
مرحوم آخوند وقتی میخواهند معنای مفهوم را روشن کنند میگویند : «کما یظهر من موارد إطلاقه» یعنی ما تعریفی که برای مفهوم میکنیم را از موارد اطلاقش به دست آوردهایم. مشکلی که در اینجا وجود دارد این است که استعمال اعم از حقیقت و مجاز است؛ چطور میشود که شما از موارد اطلاق و موارد استعمال، مراد از یک لفظ را به دست بیاورید؟ استعمال که الزاماً لازم نیست استعمال حقیقی باشد، بلکه ممکن است استعمال مجازی باشد. بنابراین از آنجا که استعمال اعم از حقیقت و مجاز است، میتوان اینگونه اشکال کرد که أعم دلالت بر أخص ندارد! پس چطور شده است که ایشان به استعمال و موارد اطلاق استدلال کردهاند؟
لازم است اینجا اجمالا اشاره کنم که بنا بر تحقیق، استعمال مجازی حتماً باید با یک عنایت و ادعا همراه باشد. یعنی در واقع استعمال اگر مجازی هم باشد، نه صرفا به این معنا است که یک واژه را برداشتهایم و جایش واژه دیگری به کار بردهایم. اینطور نبوده است که صرفا به جای اینکه بگوییم «رأیت رجلاً شجاعاً»، گفتهایم «رأیت اسدا یرمی»؛ نه! بلکه دست کم باید این ادعا و عنایت باشد که «رجل شجاع اسد است».
در مختصر اشاره شده بود که بعضی استدلال کردهاند بر اینکه پس بنابراین ما مجاز لغوی نداریم و همه مواردی که شما مجاز لغوی میگویید مجاز عقلی است. این اشکال در آنجا به سکاکی نسبت داده شده است که اشتباه است و این نسبت نسبت نادرستی است. سکاکی در مفتاح العلوم این را از بعضی از متقدمین نقل کرده و رد میکند.
بنابراین این به عنوان یک اصل مفروض پذیرفته شده بوده است که استعمال مجازی باید همراه با ادعاء اتحاد باشد. از این اصل مفروض آنها استدلال کرده بودند برای اینکه پس بنابراین مجاز، مجاز لغوی نیست؛ بلکه همه اینها مجاز عقلی است و در واقع تجوز در اسناد است و نه تجوز در مفهوم کلمه و مفردات. البته سکاکی قبول نمیکند ولی آن اصل را پذیرفتهاند. هم سکاکی پذیرفته و هم بعداً خطیب تبریزی و تفتازانی و همه معانیون این مطلب را که استعمال مجازی بدون ادعاء، حُسن ندارد و بدون ادعاء زیبا نیست پذیرفتهاند. ولی گفتهاند که این سخن ملازمهای ندارد با اینکه ما مجاز لغوی نداشته باشیم. پس بنابراین این مطلب به مبنایی که به سکاکی نسبت میدهند ربطی ندارد و نسبتش هم اشتباه است. چه ما مجاز را مجاز لغوی بدانیم و چه مجاز را مجاز عقلی بدانیم مثلاً استعاره را، همه اینها یک ادعاءباید همراهش باشد.
اگر ما در استعمالات به حسّ عرفی خودمان میدیدیم که اصلاً احساس تجوز و عنایت نمیشود؛ این خودش قرینه است بر اینکه معنا، معنای حقیقی است. اما این ادعاء تجوز یعنی این احساس عنایت و ادعاءدر موارد مختلف هست. البته معمولا در گفتگوهای عادی این ادعاها کمتر است.