نقش مصلحت ترخیص در قانون گذاری

مقدمه: تاثیر مصلحت ترخیص در جعل حکم (وجوب یا استحباب)

در مقام تشریع، وجود مصلحت ترخیص در اینکه یک عمل مستحب شود، اثرگذار است. حتی به نظر می‌رسد گاهی برخی واجبات با برخی مستحبات در میزان مصلحت در متعلق یکسان باشند، ولی به خاطر مفسده ای که در الزام در یک مورد وجود داشته، شارع مقدس آن را مستحب کرده است. شاید حدیث نبوی «لَوْ لَا أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِي لَأَمَرْتُهُمْ بِالسِّوَاكِ عِنْدَ كُلِّ صَلَاة »[1] نیز ناظر به همین نکته باشد که مسواک زدن دارای مصلحت لزومی است ولی از آن رو که الزام بدان سبب مشقت بر امّت است، به جعل استحباب برای آن بسنده شده است.

اهمیت توجه به ملاک خود امر و نهی (علاوه بر متعلق)

اینکه عامل تحقق امر و نهی را در مصلحت و مفسده در متعلق خلاصه کنیم، صحیح نیست؛ افزون بر متعلق، خود امر و نهی نیز دارای ملاک هستند و توجه به ملاک خود امر و نهی از نکاتی است که در مباحث اصولی، از جمله بحث حاضر، حائز اهمیت است.

:bar_chart: تحلیل تفاوت مصلحت لزومی و غیر لزومی

اساساً اگر پای مصلحت و مفسده در خود امر و نهی را به بحث باز نکنیم، شاید تحلیل تفاوت ثبوتی مصلحت لزومی و مصلحت ندبی، دشوار باشد. مقصود ما از مصلحت لزومی و غیر لزومی، اعم از مصلحت در متعلق و مصلحت در امر و نهی است. مصلحت لزومی یعنی مصلحتی که مولا تحصیل آن را لازم می‌داند و در الزام مکلف بدان نیز مفسده مزاحمی وجود ندارد. به سخن دیگر، نمی‌خواهیم تفاوت بین مصلحت لزومی و غیر لزومی را در شدّت و ضعف در مصلحت متعلق خلاصه کنیم، بلکه چه بسا مصلحت در متعلق در هر دو فعل یکسان باشد ولی به دلیل مفسده در الزام در یک مورد، شارع به استحباب آن بسنده نموده است.

:handshake: تاثیر جایگاه اجتماعی مخاطب در ایجاد اعتبار لزومی و غیر لزومی

در موالی عادی نیز تفاوت اصلی بین مصلحت لزومی و غیر لزومی در همین نکته است که مولا می‌بیند نباید مکلف را الزام کند؛ چه بسا اگر الزام کند، عبد به دلیل سختی هایی که وجود دارد اصلاً آن را امتثال نکند. گاهی مراعات احترام و شخصیت مکلف نیز مهم است و مراعات احترام مکلف اقتضا می‌کند قانون گذار بگوید من تمایل دارم فلان عمل انجام شود در حالی که ممکن است این تمایل، در موارد الزامی و غیر الزامی یکسان باشد. بنابراین ممکن است بین جایی که مخاطب شخصیتی محترم است و جایی که شخصیتی عادی است، فرق باشد.

مثال: طلب نیاز ضروری از افراد مختلف

برای مثال اگر من یک نیاز ضروری داشته باشم، یک موقع آن را از فرزند خودم طلب می‌کنم؛ یک موقع از غریبه طلب می‌کنم؛ یک موقع از کوچک تر از خودم طلب می‌کنم؛ یک موقع از بزرگ تر از خودم طلب می‌کنم. اینکه مخاطب من از جهت اجتماعی، در چه جایگاهی باشد، در ایجاد اعتبار لزومی و غیر لزومی تأثیرگذار است هر چند شوق و تمایل درونی من به تحقق آن عمل، و ادراک لزوم و عدم لزوم آن یکسان است.


:date: جلسه ۳ مورخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۳


  1. المحاسن، ج‏۲، ص: ۵۶۱. ↩︎