در واجب تخییری، ممکن است ملاک موجود در متعلق، در بیش از سه عدل وجود داشته باشد؛ اما شارع مقدس، برای حفظ استحکام و انتظام قانون، تکلیف را منحصراً به این تعداد محدود از عدلها متوجه کرده باشد.![]()
تقدم حکمت تقنین بر جامع حقیقی
بنابراین، این امکان وجود دارد که مصالح مربوط به مرحله حکم و انتظام و استحکام قانون، سبب شود شارع به چیزهایی امر کند که فاقد یک جامع اختصاصی حقیقی باشند.
نمونههای تربیتی و مدیریتی محدودسازی اختیارات
ما نیز در مسائل تربیتی و مدیریتی روزمره خود با همین نکته روبرو هستیم. برای مثال:
- گاهی پدری میخواهد به فرزندش حق انتخاب بدهد و او را مخیر کند، اما مصلحت را در آن میبیند که تعداد عدلها را کم کند.
- او بهجای ارائه ده گزینه محتمل، تنها دو گزینه را پیش روی فرزند قرار میدهد تا از سردرگمی و تحیر وی جلوگیری کند.
قرار دادن گزینههای پرشمار در مقابل مکلف، گاهی مستقیماً به تحیر و سردرگمی او میانجامد؛ دقیقاً مانند شخصی که وارد مغازهای میشود و با صدها کالای مشابه روبرو شده و دچار سردرگمی میگردد. این کثرت عدلها، نهتنها انتخاب را آسان نمیکند، بلکه: ![]()
گاهی مشکلساز شده و سبب میشود مکلف بهیکباره از تمام گزینهها رویگردان شود. گاه دیده میشود برخی افراد، از وارد شدن به عرصهای که آنها را دچار سردرگمی میکند، امتناع ورزیده و بهکلی میدان عمل را ترک میکنند.
بر اساس جلسه ۷۷
۲۹ دی ۱۴۰۳