جلسه 99 مورخ 1402.2.12
برخی از اندیشمندان همچون محقق خویی قائل هستند به اینکه ادله حجیت اماره دال بر تتمیم کشف و جعل علم است یعنی با قیام اماره مکلف دیگر شاک نیست بلکه تعبدا عالم است.
در اثبات مبنای ذکر شده بیانات مختلفی وجود دارد. محقق خویی بیان خاصی را ارائه نمودهاند، ایشان با استناد به برخی روایات فرموده است در لسان روایات در مورد کسی که اماره برایش قائم شده لفظ عالم، عارف و فقیه بکار رفته است و این تعابیر گویای آن است که شارع مقدس من قامت له الاماره را عالم دانسته است نه شاک.
در اشکال به استدلال فوق باید دانست
اولا معلوم نیست چنین شخصی به جهت علم به حکم واقعی عالم و عارف نامیده شده باشد چون به لحاظ علم به حکم ظاهری شرعی نیز میتوان لفظ عالم، عارف و فقیه را به کار برد.
در تکمیل اشکال ذکر شده باید دانست لفظ عالم و عارف و فقیه تنها در حق کسی که اماره برایش قائم شده به کار نمیرود بلکه در حق کسی که به واسطه اصل عملی به حکم ظاهری شرعی رسیده باشد نیز میتوان از لفظ عالم و عارف و فقیه استفاده کرد. وقتی به شما گفته میشود لازم است تحصیل علم کنید معنایش این نیست که لزوماً باید از طریق اماره علم به حکم پیدا کنید پس تحصیل علم میتواند به واسطه اصل عملی باشد
سخن در صحت اطلاق عالم و عارف … نیست بلکه سخن در جایگاه امارات است که جانشین علم هستند …پس نقد و اشکال شما بر ایت الله خوئی وارد نیست
سخن در جانشینی امارات نیست چون حتی استاد و معمول آقایان اصل جانشینی را قبول دارند.
بحث در اینست که وجه جایگزینی حکومت است یا ورود است یا…؟
آقای خویی رحمه الله با استناد به استعمال لفظ عالم و فقیه و… فرمودند پس من قامت عنده الاماره نازل منزله فقیه و عالم است و این تنزیل همان حکومت است.
استاد در اشکال فرمودند اطلاق لفط عالم و عارف می تواند به از باب تنزیل نباشد بلکه حقیقی باشد به اینصورت که متعلق علم حکم ظاهری باشد نه واقعی.
پس اشکال ولرد است.