با نظرداشتِ مجموع موارد، تصور میکنم ناظر دانستن این تعبیر به جنبه تشریعی و مجازی دانستن موارد کاربردش در جنبه تکوینی، متناسبتر است، نه آنچنانکه محقق خویی فرمودند و مفاد اصلی این تعبیر را، به جنبه تکوینی ناظر دانستند.[1]
شواهد دال بر دلالت «ینبغی» بر حکم تشریعی
گواه بر این سخن، چند نکته است:
معنای متداول «سزاوار بودن» و اصل عدم نقل
نکته نخست آن است که، در زمان کنونی، «ینبغی» را سزاوار بودن و شایسته بودن معنا میکنیم. بدین ترتیب، اگر اصل عدم نقل را حجت بشماریم، طبیعتا میتوانیم معنای کنونی را به زمان صدور کشانده و آن با لغت اصیل هماهنگ بدانیم؛ ولی اگر اصل عدم نقل را حجت نشماریم، دستکم میتوان درک امروزی را مؤید مفاد آن در زمان صدور قرار داد.
کثرت استعمال در مقام استحباب و رجحان
نکته مهمتر آن است که، موارد کاربرد «ینبغی» در استحباب و رجحان بسیار زیاد است. آقای شهیدی در حاشیه اصولشان، شاید حدود ۱۰۰ مورد از استعمالات روایی را یاد نمودهاند که در آنها، «ینبغی» برای افاده استحباب به کار رفته است نه صرف جواز. این در حالی است که محقق خویی فرمودند «ینبغی» آنگاه که در ارتباط با امور تشریعی به کار برود، بر صرف جواز دلالت داشته، و دال بر رجحان عمل نیست. لازمه فرمایش ایشان، جز آن نیست که این حجم گسترده از استعمالات را بر مجاز و تشبیه حمل نمائیم که بسیار بعید به نظر میرسد.
عدم تناسب امکان تکوینی با رجحان تشریعی
افزون بر آنکه، اگر «ینبغی» صرفا بر جواز دلالت کند، استعمال آن برای افاده رجحان، حسن طبع ندارد؛ چون بین امکان تکوینی، و رجحان تشریعی تناسبی وجود ندارد. آن حکمی از احکام شرع که با امکان تکوینی متناسب است، صرفا جواز است و نه بیشتر. محقق خویی مدعی شدند معنای اصلی «ینبغی» امکان تکوینی است، لذا اگر بخواهد در موارد تشریعی به کار برود، معنای متناسب آن، جواز تشریعی است، و نه بیشتر.
مثال مقایسهای: استعمال «یمکن» در مقام استحباب
برای روشن شدن مطلب، به جای «ینبغی»، «یمکن» را در نظر بگیرید که دال بر امکان تکوینی است. آیا میتوان برای بیان استحباب نماز شب، از تعبیر «یمکن صلاة اللیل» استفاده کرد؟! پاسخ منفی است، چون این تعبیر از هیچ رو با استحباب تناسب ندارد. اگر برای بیان جواز شرب آب و عدم جواز شرب خمر، بگویید «یمکن شرب الماء و لا یمکن شرب الخمر» اشکال ندارد. ولی برای بیان استحباب یک عمل، نمیتوان از تعبیر «یمکن» استفاده کرد. این در حالی است که، از استعمالات «ینبغی»، معنای استحباب فهمیده میشود.
خلاصه کلام
کوتاهسخن آنکه:
- اولا کثرت استعمالات این واژه در موارد استحباب اقتضا میکند، این معنا، معنای حقیقی باشد، چون التزام به وجود عنایت و ادعا در این حجم گسترده از استعمالات، بسیار دشوار است.
- در ثانی، انسان به هنگام رویارویی با این حجم گسترده از موارد استعمال، احساس تجوز و ادعا نمیکند؛
- افزون بر آنکه، اگر «ینبغی» در اصل به معنای امکان تکوینی باشد، استعمالش در رجحان تشریعی حسن طبع ندارد.
توجیه استعمال «ینبغی» در امور تکوینی با فرض دلالت بر مطلوبیت تشریعی
ولی اگر گفتیم معنای اصلی «ینبغی» مطلوبیت تشریعی است، این امکان برای ما وجود دارد که کاربردش در امور تکوینی را توجیه کنیم. به سخن دیگر، آنگاه که «ینبغی» را در امور تکوینی به کار میبریم نیز، به معنای «یمکن» نیست.
تحلیل دو محور فرمایش محقق خویی
ناگفته نماند، فرمایش محقق خویی، دارای دو محور است:
- محور یکم آن است که «ینبغی» به معنای «یجوز» است
- و محور دوم آن است که «لا ینبغی» به معنای «لا یجوز» است.
ما محور دوم فرمایش ایشان را مییذیریم و دلالت «لا ینبغی» بر عدم جواز را صحیح میدانیم ولی محور یکم فرمایش ایشان برای ما قابل قبول نیست. آقای شهیدی نیز هیچیک از دو محور فرمایش محقق خویی را نپذیرفته است.
جلسه ۳۹ مورخ ۱۹ آبان ۱۴۰۳
مباحث الألفاظ ج۲، دلالة الجملة الخبریة المستعملة فی مقام الطلب علی الوجوب، ص ۱۹۹ ↩︎