نفی دخالت عنصر علّو و استعلاء در صدق مادۀ امر با استناد به مفاد واژۀ «استأمر»

جلسۀ 108 مورخ 16 اردبیهشت 1403
نفی دخالت عنصر علّو و استعلاء در صدق مادۀ امر با استناد به مفاد واژۀ «استأمر»
یکی از شواهدی که شاید بتواند برای نفی علو و استعلاء کارایی داشته باشد، تعبیر «استأمر» و مانند است که از مادۀ امر گرفته شده و در موارد مشاوره به کار می‌رود. «استأمره» را به معنای مشورت خواستن دانسته‌اند و «آمره» را به معنای مشورت دادن. «یأتمره» نیز به معنای مشورت دادن دانسته شده است؛ »یأتمرون» یعنی «یأمر بعضهم بعضاً» یعنی با همدیگر مشورت کردند. مرحوم شیخ طوسی در تبیان «یأتمرون» را چنین معنا کرده است: «قالَ يا مُوسى‏ إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ» أي يأمر بعضهم بعضاً بقتلك». همچنین در موضعی دیگر چنین گوید: «فالائتمار أمر كل واحد لصاحبه بفعل من الافعال»
استئمار به معنای مشورت خواستن، و ائتمار به معنای مشورت دادن، و افعالی از این قبیل، تمامشان از امر اشتقاق یافته‌اند بی‌آن‌که عنصر علو و استعلاء در آن‌ها وجود داشته باشد.
البته ممکن است گفته شود، این‌ مشتقات، معنای جدیدی به خود گرفته‌اند لذا معلوم نیست در خود مفهوم امر نیز علوّ و استعلاء وجود نداشته باشد. ولی شاید بتوان گفت این احتمال که امر خودش همراه با علّو یا استعلاء باشد، ولی مشتقات نامبرده معنای جدیدی تحت عنوان مشاوره به خود گرفته باشند بعید است؛ چون افراد در هنگام مشاوره خواستن، از شخص مشاور درخواست می‌کنند تا آنچه را لازم می‌شمرد بیان کند. بدین ترتیب می‌توان گفت «استأمره» یعنی از او خواست کار لازم را اعلام کند. اینکه «استأمره» به معنای مشاوره خواستن باشد و معنایی غیر از معنای امر کردن داشته باشد، شاید مربوط به دوره‌های متأخر باشد. مثلا زمخشری «استأمره» مشورت خواستن معنا کرده است ولی وجود چنین معنای جدیدی در لغت اصیل خالی از بعد نیست لذا ممکن است بتوان این واژگان را مؤید عدم دخالت علوّ و استعلاء در حقیقت امر دانست. چنین نیست که مشورت‌دهنده در مقام مشورت دادن علوّ یا استعلاء داشته باشد بلکه آنچه را لازم می‌داند به مشورت‌گیرنده اعلام می‌کند.
شاگرد: آیا ممکن نیست «استئمار» و مانند آن را اشتقاق‌یافته از امری دانست که مفرد امور است؛ «استأمره» یعنی از او خواست تا حقیقت امر را به وی نشان دهد.
استاد: خیر؛ امری که مفرد امور است، اشتقاق‌پذیر نیست؛ این مشتقات نمی‌توانند از امری که مفرد امور است مشتق شده باشد.

التبيان في تفسير القرآن، ج‏8، ص: 139
التبيان في تفسير القرآن، ج‏10، ص: 37
مقدمة الأدب، متن، ص: 271