نظریۀ مختار در مفاد واژۀ «ظنّ»

جلسۀ 90 مورخ 12 اسفند 1402
نظریۀ مختار در مفاد واژۀ «ظنّ»
به نظر می‌رسد با دقت در مجموع آیات قرآن، بتوان گفت ظنّ یعنی اعتقاد و باور؛ اما سائر ویژگی‌ها همچون اینکه این اعتقاد و باور مخالف واقع است یا این اعتقاد و باور به مرتبۀ یقین رسیده است یا به مرتبۀ یقین نرسیده است، یا همراه برهان است یا بدون برهان است، از قرائن خارجیه استفاده می‌شود و الا ظن به معنای مطلق اعتقاد است و ویژگی‌های این اعتقاد، از خارج استفاده می‌شود.
هم‌اینک یک نکته را یادآور شده و تکمیل مطلب را به آینده موکول می‌کنیم. برای مثال خداوند متعال در سورۀ نجم، آیۀ ۲۳ فرموده است: ﴿إِنْ هِيَ إِلاّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى اْلأَنْفُسُ﴾ «إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ» به معنای آن است که اینها فقط از ظنّ تبعیت می‌کنند؛ این استثنا به چه ملاحظه است؟ به بیان دیگر می‌گوید مستند اینها فقط یک اعتقاد است؛ این حصر به چه ملاحظه است؟
این استثناء گاهی به ملاحظۀ آن است که می‌خواهد بگوید که اینها فقط به آن اعتقاد تکیه می‌کنند؛ اعتقادی که صرفاً اعتقاد است، یعنی پشتوانۀ برهانی ندارد، پشتوانۀ دلیل و حجت ندارد؛ این مطلبی است که در همین آیه، در صدر آیه نیز به اشارت رفته است، ﴿إِنْ هِيَ إِلاّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ﴾ در این آیه «إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ» به ملاحظۀ برهان داشتن و نداشتن ظن را تقسیم می‌کند؛ ظن گاهی، صرفاً یک ظن تنهاست ولی گاهی ظن همراه با برهان است. بدین ترتیب برهان نداشتن در این آیه، نه از خود ظنّ که از استثناء و اینکه این استثناء به چه ملاحظه صورت گرفته، استفاده می‌شود.
اما گاهی این استثناء می‌تواند به ملاحظۀ عدم مطابقت با واقع باشد نه به ملاحظۀ بدون دلیل بودن؛ برای مثال خداوند سبحان در سورۀ انعام آیۀ ۱۱۶ می‌فرماید: ﴿وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي اْلأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاّ يَخْرُصُونَ﴾ «إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي اْلأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللّهِ» می‌گوید اگر از اکثر مردمان تبعیت کنی از راه خدا تو را باز می‌دارند، چرا؟ چون اینها تنها از ظن پیروی می‌کنند؛ یعنی اعتقادی که به واقع نرسیده است؛ «يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللّهِ» ظنی است که مطابق سبیل الله نیست. این استثناء می‌تواند به ملاحظۀ باطل بودن و عدم مطابقت با واقع باشد. بدین ترتیب عدم مطابقت با واقع، نه از خود ظن، که از استثناء و ملاحظۀ اینکه مستثنی منه، ظنی است که ممکن است مطابق با واقع باشد، و ممکن است صرفاً یک ظن باطل و غیر مطابق با واقع باشد، استفاده می‌شود. البته محتمل است «إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ» را چنین معنا کنیم که اینها ظنی دارند که دلیل و برهانی همراهش نیست، «وَ إِنْ هُمْ إِلاّ يَخْرُصُونَ» نیز می‌تواند شاهد بر آن باشد که اینها صرفاً یک حرفی می‌پرانند و گفتارشان مستند به برهان و استدلال نیست. در هر صورت این ویژگی‌ها از خود کلمۀ ظن فهمیده نمی‌شود بلکه از نحوۀ استثناء و مستثنی منه فهمیده می‌شود.
همچنین در سورۀ جاثیه آیۀ ۲۴ می‌فرماید: ﴿ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاّ يَظُنُّونَ﴾. شایان ذکر است که کلمۀ علم در اصطلاح قرآنی، به اعتقاد مطابق با واقع اختصاص دارد نه یقینی که نسبت به مطابقت و عدم مطابقت با واقع لا بشرط است. به بیان دیگر، گوینده باید یقین صاحب یقین را مطابق واقع بداند تا بتواند بگوید او علم دارد؛ علم یعنی رسیدن به واقع. بدین ترتیب این آیۀ شریفه می‌خواهد بگوید «ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ» یعنی اینها اعتقاد مطابق با واقع ندارند؛ «إِنْ هُمْ إِلاّ يَظُنُّونَ»؛ اینکه اینجا ظن به معنای اعتقاد خلاف واقع است، به قرینۀ «ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ» است؛ این قرینه روشن می‌کند که استثناء، به اعتبار مطابقت با واقع و عدم مطابقت با واقع است.
همچنین گاهی اوقات، عدم مطابقت با واقع، به قرینۀ به کار بردن فعل ماضی است. مثلاً در زبان فارسی وقتی می‌گوییم: «من گمان داشتم زید عادل است» معنایش آن است که الآن دیگر به عدالتش باور ندارم بلکه قبلاً چنین تصوری داشتم. چنین عبارتی نوعا در جایی به کار می‌رود که گمان انسان در زمان حاضر به سمت دیگر کشیده شده و این یعنی در زمان سابق گمان من اشتباه بوده است. بر همین اساس ﴿وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها﴾ بدان معنا است که اهل زمین سابقاً گمان می‌کردند بر زمین مسلط هستند ولی الأن فهمیدند اشتباه می‌کردند لذا دیگر به سلطۀ خود باورمند نیستند. یعنی حتی خود آن باورمندان سابق الآن دیگر باور ندارند تا چه رسد به دیگران.
کوتاه سخن آن که، ظن به معنای مطلق باور است و خصوصیاتی همچون عدم مطاقت با واقع یا بدون برهان بودن، از دوالّ دیگری همچون نحوۀ استثناء یا کاربست فعل ماضی، استفاده می‌شود.
لازم به ذکر است، این دیدگاه استاد، در جلسات بعد اندکی تغییر نموده و معادل فارسی واژۀ ظن را فکر کردن می دانند.