تاکید آیت الله شبیری حفظه الله بر عدم نظارت خطابات شرع به ظرف تزاحم
آیت الله والد بر این نکته تأکید میکردند که خطابات شرع، ناظر به ظرف تزاحم نیستند. ایشان میفرمودند اگر خطابات شرع، ناظر به ظرف تزاحم باشند، بدان معنا خواهد بود که تمام تکالیف میگویند من نسبت به دیگر تکالیف، اهم هستم.
تبیین: لازمه اطلاق خطاب و تزاحم آن (اهم بودن متعلق)
اگر خطاب، مطلق باشد، اطلاقش اقتضا میکند حتی در ظرف تزاحم، متعلقش مطلوب باشد و مطلوب بودن متعلق در ظرف تزاحم، یعنی مرا بیاور و سائر تکالیف را رها کن؛ این معنا، مستلزم اهم بودن متعلق تکلیف مورد نظر، نسبت به متعلق تکالیف دیگر است؛ و همین ظهور در مورد خطاب دیگر نیز وجود دارد.
فرض کنید خطاب «صلّ» با خطاب «صُم» تزاحم نموده است. اگر خطاب «صلّ» مطلق باشد، معنایش آن است که در ظرف تزاحمش با «صُم»، باید نماز را اتیان نموده و صوم را رها کن و این یعنی نماز اهم است. از سوی دیگر، اگر خطاب «صُم» مطلق باشد، اطلاقش اقتضا میکند در ظرف تزاحمش با «صلّ»، باید روزه را اتیان نموده و نماز را رها کن و این یعنی روزه اهم است.
نامعقول بودن اجتماع اراده های فعلی متضاد
طبق تقریب سوم، لازمه اطلاق خطاب آن است که اراده فعلی شارع شامل صورت تزاحم نیز بشود و اراده فعلی در ظرف تزاحم، به معنای اهم بودن متعلق است. اگر چنین اطلاقی پذیرفته شود، معنایش آن است که تمام تکالیف میگویند: من اهم هستم؛ حال آن که وجداناً میدانیم خطابات چنین ظهوری ندارند. یعنی فارغ از آن که حتی اگر چنین ظهوری بدواً وجود داشته باشد، نامعقول بوده و باید کنار گذاشته شود، به باور ما، وجدان حکم میکند که اصلاً چنین ظهوری وجود ندارد.
مقایسه دیدگاه استاد و آیت شبیری حفظه الله با دیدگاه محقق حائری
به باور ما، این ظهور از اساس منتفی است؛ ولی مرحوم آقای حائری در بحث تزاحم، اصل وجود ظهور را میپذیرند ولی چون نامعقول است میگویند به نحوی باید آن را تقیید زد. به عقیده ایشان، «عدم الاتیان بواجب آخر لا یقلّ عنه اهمیةً» قید لبی تمام تکالیف است. این تقیید لبی بدان معنا است که گویا آقای حائری، در نگاه نخست، اصل ظهور خطاب و شمول آن نسبت به ظرف تزاحم را پذیرفته، ولی چون اجتماع چند اراده فعلی متضاد در زمان واحد نامعقول است، عقل، فقط تکلیف اهم را بر فعلیت باقی نگه میدارد و تکلیف مهم را از فعلیت میاندازد؛ لازمه این حکم عقلی، تقیید لبی اطلاق خطاب است.
مختار استاد
آیت الله والد، این ظهور را از اساس منتفی میدانند. به باور ایشان، خطابات از اساس ناظر به ظرف تزاحم نیستند. ما نیز در بحث تزاحم فرمایش آیت الله والد را نسبت به مرحله فعلیت تصدیق نمودیم؛ یعنی به باور ما تکالیف ظهور ندارند در این که حتی ظرف تزاحم فعلی هستند؛ با این تفاوت که آیت الله والد، میفرمودند، خطابات از اساس به ظرف تزاحم ناظر نیستند؛ ولی ما معتقدیم به لحاظ مرحله اقتضا و بعث شأنی، به ظرف تزاحم ناظر هستند و همین مقدار که اقتضائاً به ظرف تزاحم ناظر هستند، اثبات گر وجود ملاک در متعلق خواهد بود.
آیت الله والد، میفرمودند، در ظرف تزاحم، نمیتوان وجود ملاک را از خود خطاب استفاده کرد چون خطاب اصلاً ناظر به ظرف تزاحم نیست؛ ولی ما معتقدیم در ظرف تزاحم، میتوان وجود ملاک را از خود خطاب استفاده کرد چون هر چند خطاب به لحاظ مرحله فعلیت، ظهوری در شمول نسبت به ظرف تزاحم ندارد، ولی به لحاظ مرحله اقتضا و شأنیت، ظهور در شمول نسبت به ظرف تزاحم داشته و همین شمول برای اثبات ملاک کفایت میکند.
جمعبندی: ناتمام بودن تقریب مرحوم آقای حائری
تقریب مرحوم آقای حائری مبتنی بر پذیرش آن است که خطاب، در ظرف تزاحم نیز بر وجود اراده فعلی دلالت کند. ولی این مبنا به عقیده ما و آیت الله والد ناتمام است. البته همانطور که گفتیم، آیت الله والد اصل نظارت دلیل به ظرف تزاحم را انکار مینمودند ولی ما اصل نظارتش را پذیرفته، استفاده اراده فعلی از آن را نمیپذیریم. به هر حال، هم طبق دیدگاه ما و هم طبق دیدگاه آیت الله والد، تقریب مرحوم آقای حائری، ناتمام است.
جلسه ۸ مورخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۳