ملاک قیاسی و سماعی بودن پدیده‌های زبان‌شناختی و تطبیق آن بر پدیدۀ اشراب و تضمین

جلسۀ 87 مورخ 1 اسفند 1402
ملاک قیاسی و سماعی بودن پدیده‌های زبان‌شناختی و تطبیق آن بر پدیدۀ اشراب و تضمین
اساساً چه نکته‌ای سبب می‌شود یک پدیده قیاسی یا سماعی شود؟
به نظر می‌رسد پدیده‌ای قیاسی است که بر اساس ساختار طبیعی زبان باشد و هدف نوعیۀ متکلمین به آن تعلق گرفته باشد. گاهی یک شاعر در یک ضرورت شعری قرار گرفته، و برای فراهم شدن قافیه، دست به تصرفاتی می‌زند که بر خلاف طبع اولیه است و در اصطلاح به آن اختیارات شعرا گفته می‌شود. ولی گاهی یک پدیدۀ زبانی، نه به جهت ضرورت شعری و مانند آن، که به جهت طبع طبیعی لغت رخ می‌دهد.
اگر رویداد یک پدیده به جهت ضرورت شعری باشد، یک پدیدۀ سماعی محسوب شده و حتی فکر می‌کنم معلوم نیست بتوان شبیه همان استعمال را در غیر شعر به کار ببندد.
با عنایت به نکتۀ ذکر شده، به نظر می‌رسد از آن رو که تضمین، مقتضای طبیعی زبان بوده و یک رفتار طبیعی محسوب می‌شود، می‌توان آن را قیاسی دانست. وقتی متکلم، لفظی را به کار می‌برد افزون بر معنای آن لفظ، لازمۀ آن معنا را نیز به ذهن شنونده خطور می‌دهد و این یک امر طبیعی است که متکلم قصد داشته باشد با استفاده از این لفظ، لازمۀ معنای آن را نیز به مخاطب افهام کند.
بدین ترتیب می‌توان تضمین را یک پدیدۀ قیاسی دانست البته مشروط به این که ایجاد ابهام نکند. به بیان دیگر، همانطور که در کلمات نحوی‌ها اشاره شده بود، تضمین به نحوی باشد که «یؤمن معه من اللَبس». این مطلب درستی است چون اگر تضمین سبب ابهام در عبارت شود، بر خلاف قاعدۀ طبیعی تکلم است. قاعدۀ اصلی در تکلم، عدم اجمال و شفافیت بیان است، بله گاهی متکلمین غرضشان به اجمال و اخفاء مقصود تعلق می‌گیرد ولی چنین اغراضی نادر بوده و بر خلاف طبع اولیۀ تکلم است.
گفتنی است که در پدیدۀ تضمین، لفظ اصلاً موضوعیت ندارد؛ یعنی برای ما مهمّ نیست که چه لفظی دالّ بر آن باشد. برای مثال در گفته شده در عبارت ﴿تَهْوي إِلَيْهِم﴾ معنای «تنزع» تضمین شده است؛ آنچه مهمّ است معنای «تنزع» است نه لفظ «تنزع» لذا ممکن است شخص دیگری برای بیان معنای تضمین شده، لفظ دیگری را به جای «تنزع» به کار ببرد. برای بیان معنای تضمین شده می‌توان هر لفظی که بیانگر آن معنا باشد را به کار برد.
آنچه قصد داریم بر آن تکیه کنیم آن است که آن مناسبتی که به عنوان شرط تضمین، در کلمات نحوی‌ها مطرح شده، باید مناسبت انحصاری باشد به طوری که ذهن را از اشتباه در امان بدارد و سبب ابهام در کلام نشود؛ اگر چنین شرائطی رعایت شود، پدیدۀ تضمین، یک پدیدۀ قیاسی خواهد بود نه سماعی.

إبراهيم : 37