جلسۀ 5 آذر 1386
محقق اصفهانی در رابطه با جملۀ شرطیه مبنای خاصی را برگزیده و آن را به علمای ادب نسبت میدهند. ایشان میفرماید ادوات شرط، به منزلۀ تقدیر و فرض است؛ «ان جاء زید فأکرمه»، یعنی در فرض مجیء زید، اکرامش واجب است. از مجموع کلمات ایشان استفاده میشود، نسبت تامهای که در جملۀ شرطیه وجود دارد، در ناحیۀ جزاء است. یعنی جزای جملۀ شرطیه، بر نسبت تامهای که قبل از دخول ادوات شرط داشته، باقی میماند و شرط، از نسبت تامه بودن میافتد. ولی مشهور معتقدند هم شرط و هم جزاء، از نسبت تامه منسلخ میشوند و جملۀ شرطیه، یک نسبت جدید را افاده میکند.
اگر مبنای محقق اصفهانی را اختیار کنیم، واضح است که «إن جاء زید فأکرمه» مفهوم ندارد چون قضیه، حاوی نسبت جدیدی نیست و همان نسبت تامهای که قبلاً در جزاء وجود داشته، برقرار است. این جمله مانند آن است که گفته شود «در صورت آمدن زید، اکرامش واجب است» که روشن است مفهوم ندارد. ولی اگر مبنای مشهور را اختیار کردیم و گفتیم جملۀ شرطیه، حاوی یک نسبت جدید است، تازه بحث از مفهوم داشتن یا نداشتن قابل طرح خواهد بود. اگر گفتیم این نسبت جدید، استلزام الشرط للجزاء است، مفهوم ندارد؛ ولی اگر گفتیم این نسبت جدید، توقف الجزاء علی الشرط است، مفهوم دارد.
ناگفته نماند، طبق مبنای محقق اصفهانی نیز، چنانچه قرینۀ خاصی در مقام وجود داشته باشد، میتواند بر مفهوم دلالت کند؛ ولی بحث آن است که طبق مبنای ایشان، خود جملۀ شرطیه ذاتاً فاقد مفهوم است.