مفهوم جامع در بحث وجوب تخییری

در بحث وجوب تخییری، یکی از کلیدواژه‌ها، مفهوم جامع است. شایان توجه است که خودِ مفهوم جامع به دو شکل اصلی قابل تصویر است:

۱. جامع به معنای «مطلق الوجود طبیعت»

  • تعریف: در این حالت، مقصود از جامع، مطلق الوجود طبیعت است؛ یعنی مفهومی که بالفعل بر تمام مصادیق منطبق می‌شود.
  • مثال: عبارت «أکرم العالم» که در آن لفظ العالم بر تمامی افراد عالم انطباق می‌یابد و وجوب اکرام، تک‌تک عالمان را شامل می‌شود. :brain:
  • نکته انحلال: البته این وجوب، یک وجوب وحدانی نیست که به عالمان متعدد تعلق گرفته باشد؛ بلکه انحلال یافته و به تعداد افراد عالم، متعدد می‌گردد.
  • نسبت با بحث: تردیدی نیست که مقصود از جامع در بحث کنونی (وجوب تخییری)، این نوع جامع مطلق الوجودی نیست. :cross_mark:

۲. جامع به معنای «صِرف الوجود طبیعت»

  • تعریف: در این حالت، مقصود از جامع، صِرف الوجود طبیعت است، نه مطلق الوجود طبیعت. صِرف الوجود طبیعت همان اولین وجود طبیعت است و در واقع با احدهما یکی است.
  • نسبت با بحث: بی‌گمان، مقصود از جامع در بحث وجوب تخییری، جامع صرف الوجودی است؛ و جامع صِرف الوجودی نیز، همان واحد نامعین مفهومی است. :white_check_mark:

ممکن است گفته شود که مقصود از جامع در این بحث، جامع حقیقی است؛ ولی مقصود از «احدهما» جامع انتزاعی است که در جای خود بحث خواهد شد.

:glowing_star: خلاصه‌ی نتیجه‌گیری

واحد نامعین مفهومی همان جامع انتزاعی است. بنابراین، وجه سوم (تعلق وجوب به واحد نامعین مفهومی) در واقع همان وجه هفتم (تعلق وجوب به جامع انتزاعی) است. نهایتاً می‌توان گفت که در وجوب تخییری، یک وجه آن است که به جامع حقیقی تعلق می‌گیرد و وجه دیگر به جامع انتزاعی؛ اما در نهایت، جز جامع انتزاعی، چیز دیگری تحت عنوان واحد نامعین مفهومی قابل تصویر نیست. :bullseye:


:books: بر اساس جلسه ۷۵
:date: ۲۳ دی ۱۴۰۳