جلسه 28 آبان 1386
سیاق چه تأثیری در مفاد حروف جرّ دارد؟ مثلا لام حرف جر گاهی اوقات در دو صورت به کار برده میشود. مثلا لام تعلیل گاهی اوقات تعلیلش حصولی است و گاهی اوقات تحصیلی. گاهی اوقات مطلبی اتفاق افتاده و به خاطر آن، انسان فعل را انجام میدهد، مثلا میگوییم: «ضربت زیداً لقول ابیه» که این تعلیل حصولی است؛ یعنی قول پدرش حاصل شده بود که من او را زدم. اما گاهی تعلیل تحصیلی است؛ مثل «ضربت زیداً تأدیباً» یعنی اورا زدم تا اینکه ادب شود.
حال اگر این دو نوع تعلیل را به هم عطف کنیم. یکبار ممکن است بگوییم: «ضربت زیدا لتّأدیب و لقول ابیه» که اینجا هیچ اشکالی ندارد. ولی اگر لامهای حرف جر را تکرار نکنیم و بگوییم: «ضربت زیدا لتّأدیب و قول ابیه»؛ اینجا کمی خلاف انتظار انسان است. چون مخاطب انتظار دارد که در این تعلیل، هر دو از یک سنخ باشند؛ مثلا اگر تحصیلی هستند هر دو تحصیلی باشند و اگر حصولی هم هستند هر دو حصولی باشند. چنین انتظاری که انسان دارد انتظار از سیاق است.
همین بحث در مورد حرف جرّ «من» مطرح است. گاهی «من» به معنای ابتدای غایت است و میگوییم «جئت من قم». گاهی اوقات همین «من» به معنای مبدأ حصول مجیء «من» است. مثلا وقتی میگوییم «جئت من خوف» یعنی از ترس آمدم.
در اینجا ابتدای غایتی که منشأ هست، هر دو ابتدای غایة هست و هر دو هم به یک معنا است ولی در عین حال نمیشود به هم عطف کرد. بنابراین نمیتوانیم بگوییم «جئت من قم وخوفٍ»؛ در حالی که میتوانیم بگوییم «جئت من قم و من خوفٍ».
گاهی اوقات ظهورات سیاقی، واژهها را به معنای خاصی شکل میدهد، در حالی که واقعا معنا، یک معناست ولی در عین حال انسان نباید از آن ظهور سیاقی غفلت کند. در درس ۲۶۸ نکاح ص۸ یکسری بحثها در این مورد شده است.