جلسۀ 89 مورخ 5 اسفند 1402
مشکلات موجود در کلمات لغتشناسان
به نظر میرسد ما به هنگام بررسی کلمات لغتشناسان با چند مشکل روبرو هستیم:
نخستین مشکل آن است که کلمات لغتشناسان خیلی اوقات دقیق نیست؛ برای مثال، ظن را به شک تفسیر میکنند در حالی که مقصودشان، برخی از اقسام شک است؛ یا ظن را به یقین تفسیر میکنند ولی مقصودشان، یقین همراه با تدبّر است نه یقین عیان. این مشکل سبب میشود نتوان در تشخیص دقائق معانی به کلام لغتشناسان اعتماد کرد.
مشکل دوم آن است که به نظر میرسد برخی از تفسیرهای ذکر شده در کلام لغتشناسان، از استنباط و اجتهاد ایشان ناشی شده است. برای مثال در عبارتی که گذشت، جوهری در صحاح به شعر درید بن صمة استناد جسته بود؛ «فقلت لهم ظنوا بالفی مدجج» در این شعر، شاعر در تهدید دشمنانش میگوید: «ظنوا بالفی مدجج» «الفی مدجج» یعنی دوهزار سوار که توضیح میدهد این سوارها، جنگاورانی زره پوشیده و کذا و کذا هستند. جوهری به این عبارت استدلال نموده و میگوید: «و انما یخوّف عدوه بالیقین لا بالشک»؛ یعنی دشمن را با یقین تهدید میکنند نه با شک، بنابراین اینجا ظن به معنای شک نیست بلکه به معنای یقین است.
این استدلالی است که جوهری ذکر نموده و نیازمند دقت است. آیا برای تهدید لزوماً باید یقین مطرح شود و احتمال راجح در مقام تهدید به کار نمیرود؟
مقصود آنکه، گاهی لغتشناسان در مقام تفسیر معنای واژگان، از استدلال و استنباط استفاده میکنند. این استنباط در مورد برخی از ایشان برجستهتر است. برای مثال در مفردات راغب، رویکرد استنباطی بسیار پررنگ است. در خصوص ظن نیز تعبیراتی دارد که از این قرار است: «الظَّنُّ: اسم لما يحصل عن أمارة، و متى قويت أدّت إلى العلم، و متى ضعفت جدّا لم يتجاوز حدّ التّوهّم»
سومین مشکلی که در مراجعه به کلمات لغتشناسان وجود دارد، و سبب میشود نتوان نسبت به آن اعتماد بیقید و شرط حاصل نمود، آن است که گاهی برخی از معانی مستفاد از واژگان، نه از حاق خود لفظ، که به جهت قرار گرفتنش در کنار واژگان دیگر است؛ ولی لغتشناسان به این ظرائف دقت نداشته و معنای خود لفظ میپندارند. برای مثال در شمس العلوم میگوید: ظن به معنای شک است: «قال الله تعالی «إِنْ نَظُنُّ إِلاّ ظَنًّا وَ ما نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنينَ»». ممکن است شخصی مدعی بشود که کلمۀ ظن به معنای مطلق اعتقاد است؛ بدین ترتیب واژۀ ظن مشترک معنوی بوده و برای جامع بین اعتقاد قطعی و اعتقاد غیر قطعی وضع شده است.
مفردات الغاظ القرآن، ص539.
شمس العلوم، ج7، ص: 4223