جلسۀ 30 آبان 1386
مرحوم شهید صدر میفرمایند اساسا ما در فهم ظهوری که در یک مورد وجود دارد، با راه حلهای مختلفی روبرو هستیم. در بررسی راه حلهای استدلالی، برای فهم یک ظهور:
- گاهی اوقات یک قانون عام وجود دارد. ما میخواهیم استدلال کنیم که آیا این قانون عام، در مورد خاص، مصداق دارد یا ندارد؟ بحث از صغرای یک کبرای مسلّم است.مثلا در مورد کبرای قرائن حکمت، میخواهیم بگوییم آیا قرینه حکمت که یک کبرای عام هست، در یک مورد خاص صغری دارد یا صغری ندارد؟
- گاهی اوقات کلام ما یک ظهور مسلم دارد. ما بین آن ظهور مسلّم و ظهوری که مورد نظرمان است، اثبات ملازمه میکنیم. و با تکیه بر این ملازمه بین ظهور مسلّم و ظهور محلّ بحث، استدلال را مطرح مینماییم.
- شکل سوم این است که در یک مورد خاص ظهور روشن است، و ما آن نکتهای که در آن مورد خاص هست را تحلیل میکنیم و میگوییم سرّ آن ظهور چیست؟ وقتی آن سرّ ظهور را در مییابیم، در جاهای دیگری که آن سرّ و آن نکته وجود دارد، همان حکم راتثبیت میکنیم. در حقیقت این شکل، چیزی شبیه تمثیل و یا استقراء منطقی و امثال اینها است.