مراد از «علی وجهه» در عنوان بحث اجزا
مرحوم آخوند در توضیح تعبیر «علی وجهه» بیان کردهاند: «علی وجهه المعتبر عقلا أو شرعا». اگر وجه معتبر به شرعا اختصاص داشته باشد، قید مزبور توضیحی میشود و این بعید است و همچنین واجبات تعبدیه از دایره نزاع خارج میشود؛ چرا که در این واجبات قصد قربت معتبر است، و بنابر مختار، قصد قربت تنها عقلا معتبر است، نه شرعا. این تقریب مرحوم آخوند است.
در جلسه پیش بیان شد برای روشنشدن مراد از این الفاظ در کلمات علما، عمده آن است که از جهت تاریخی مساله مورد بررسی قرار گیرد.
سخن شیخ انصاری
البته توجه به همین عناوین هم بدون فایده نیست؛ مثلا در کلام شیخ انصاری این بحث مطرح شده که برخی بیان کردهاند مراد از وجه، قصد وجه است، که بنابر نظر برخی از فقها معتبر است. شیخ انصاری در پاسخ بیان کرده که اگر این تعبیر ناظر به آن مساله بود باید به جای «علی وجهه» تعبیر «لوجهه» به کار میرفت. ظاهر تعبیر «علی وجهه» با قصد وجه تناسب ندارد. البته ممکن است به این سخن شیخ انصاری نیز پاسخ گفته شود. برخی در پاسخ به شیخ بیان کردهاند: ممکن است در واژه «الإتیان» در عنوان بحث، واژه «اشتمال» تضمین شده باشد؛ یعنی «الإتیان المشتمل علی وجه المأمور به». این قبیل نکات لفظی که شیخ انصاری مطرح نموده، تعیینکننده در بحث نیست و هر اشکالی ادبی که مطرح شود، با توجیهاتی قابل پاسخ است. عمده آن است که از جهت تاریخی این مساله مورد بررسی قرار گیرد.
سخن مرحوم سید صادق روحانی
البته بررسی تاریخی خصوص مساله اجزاء اهمیت چندانی ندارد، ولی غرض، توجه به روش بحثهای تاریخی است. روشنشدن سیر تاریخی بحث برای روشنشدن برخی جوانب مساله مفید است. مثلا مرحوم آیت الله سید صادق روحانی در توضیح «علی وجهه» بیان کرده است: از آنجا که امر منحل به اجزاء و شرایط میشود و وجوب منبسط بر اجزاء میشود، ممکن است توهم شود انجام بعضی از اَجزاء، کفایت از کلّ میکند. سخن ایشان صحیح نیست. دو مناقشه نسبت به سخن ایشان وجود دارد:
مناقشه اول: روشن است که مباحثی چون انبساط امر بر اجزاء از مباحث جدید است و تعبیر «علی وجهه» در عنوان بحث، تعبیری قدیمی است، و غرض علما از این قید، سخن آیت الله روحانی نیست.
مناقشه دوم: بهعلاوه آنکه اگر غرض این بود، مناسب بود به جای اضافهکردن عنوان «علی وجهه»، آن واجب توضیح داده میشد، و بیان میشد که مراد از واجب در عنوان بحث، واجب مستقل است، نه ضمنی؛ چرا که وجوب ضمنی ثبوتا و سقوطا تابع وجوب کل است، و اتیان بعضی از اجزاء، مجزی از کل نیست.
سخن آیت الله بروجردی
آیت الله بروجردی این بحث را به زیبایی مطرح نموده، و سیر طبیعی بحث را ذکر کرده است. ایشان در اشکال به آخوند متذکّر شده مباحثی چون اخذ قصد قربت در مامور به از مباحث جدید است، در حالی که قید «علی وجهه» از دیرباز در کلمات علما در عنوان بحث وجود داشته است. ایشان بیان کرده که بعید نیست قید مزبور به جهت آن اضافه شده که اشکال قاضی عبدالجبار وارد نشود «۱».
اشکال قاضی عبدالجبار: قاضی عبدالجبار بر اجزاء اشکال نموده و بیان کرده اگر کسی با وضوی استصحابی نماز بخواند و بعدا کشف خلاف شود، عملش مجزی نیست، و هرچند امر استصحابی را اتیان کرده، باید اعاده کند؛ چرا که امر واقعی را اتیان نکرده، و طهارت استصحابیه مجزی از واقع نیست؛ در حالی که لازمه عنوان بحث آن است که مجزی باشد.
در پاسخ ایشان بیان شده که لازمه عنوان بحث «الإتیان بالمأمور به علی وجهه»، اجزای صلات مزبور نیست؛ چون کسی که نماز با طهارت استصحابیه خوانده، مامور به را «علی وجهه» اتیان نکرده است. بر این اساس، «علی وجهه» یعنی «علی وجه الواقعی». تعبیری که در کلمات قدما آمده «علی الوجه الذی امر به» است. این تعبیر کلام آیت الله بروجردی را بهتر روشن میکند. با صرفنظر از آنکه سخن آیت الله بروجردی صحیح باشد (که البته به احتمال زیاد صحیح است) به طور کلی، سبک بحث ایشان مناسب است، که سیر تاریخی مساله را دنبال نموده است.
۱. زبدة الأصول، ج2، ص: 8
درس خارج اصول، سال ۱۴۰۴، جلسه شماره ۸، تاریخ ۲۶ شهریور ۱۴۰۴