جلسۀ 99 مورخ 2 اردیبهشت 1403
محصّل دیدگاه استاد در مبحث استعمال لفظ در اکثر از معنا
بحث کنونی ما آن است که:
اوّلا در استعمالی که حکایت نیست، و متکلم قصد القای معنای موجود در ذهن خویش به مخاطب را دارد، لازم نیست این معنا را حین تکلم به نحو تفصیلی ملاحظه کند. معنای مورد نظر باید در ذهن ملاحظه شود ولی لزومی ندارد لحاظش تفصیلی باشد بلکه لحاظ ارتکازی هم کافی است.
ثانیاً ما با استعمالاتی از متکلمین روبرو هستیم که به نحو استعمال لفظ در اکثر از معنا هستند؛ خواه آن را گونۀ دیگری از کاربست الفاظ دانسته و نامش را استعمال نگذارید و خواه نامش را استعمال بگذارید. بحث کنونی ما، یک بحث لفظی نیست؛ به هر حال بخواهیم یا نخواهیم با این واقعیت روبرو هستیم.
هر چند ما قصد داریم بگوییم حقیقت این پدیده با سایر موارد استعمال تفاوتی ندارد؛ ولی اگر به تفاوت این پدیده با سائر استعمالات اصرار داشته باشید، و بگویید به هنگام استعمال، معنا باید ملحوظ تفصیلی باشد، خواهیم گفت کاربست الفاظ گونۀ دیگری نیز دارد که در آن، چند معنا به صورت اجمالی ملحوظ هستند خواه نامش را استعمال بگذارید و خواه نگذارید.
اگر چنین شد باز هم میتوان همان مطلبی که آیت الله والد بر آن تأکید داشتند را مطرح نموده و بگوییم علت خلاف ظاهر بودن آن، این است که این گونه استعمالات، بر خلاف استعمالات متعارف است؛ چون استعمالات متعارف به تعبیر محقق خراسانی به شکل فنای لفظ در معنا بوده و معنا باید در هنگام استعمال، ملحوظ تفصیلی باشد.
بار دیگر این نکته را یادآور میشویم که این پدیده که انسان، معنا را نه حین الاستعمال، که قبل از استعمال ملاحظه کند و در هنگام استعمال به همان متصور قبل از استعمال ارجاع دهد، یک پدیدۀ انکارناشدنی است هر چند نامش را استعمال ننهید. گفتنی است که حتی اگر این پدیده را استعمال ننامیم، حقیقتش با حقیقت حکایت یکسان نیست. حکایت بدین شکل است که گوینده، صرفاً لفظ را به کار میبرد ولی معنایی را از آن اراده نمیکند بلکه شخص دیگری معنای آن را اراده کرده است و گوینده لفظ را در همان معنایی که دیگری اراده کرده به کار میبرد؛ ولی استعمال لفظ در اکثر از معنا چنین نیست چون در استعمال لفظ در اکثر از معنا، متکلم معنای حاضر در ذهن خودش را اراده میکند و چنین نیست که صرفاً لفظ را به کار ببرد و معنایی از آن در ذهنش نباشد.
کوتاه سخن آنکه، یک گونه از کاربست الفاظ، کاربست لفظ به همراه توجه تفصیلی به معناست؛ گونۀ دوم آن کاربست لفظ، بدون ارادۀ معناست؛ گونۀ سومی نیز وجود دارد که قبل از استعمال، معنا را لحاظ نموده و به هنگام کاربست لفظ، به همان معنای متصور قبلی ارجاع میدهد هر چند نامش را استعمال ننامیم.