مبحث اختیاری بودن اراده

جلسه 100 مورخ 25 فروردین 1404

مبحث اختیاری بودن اراده

مرحوم آخوند بر این نکته تأکید می‌کنند که خود اراده، یک امر اختیاری قلمداد نمی‌شود چون اگر اراده، اختیاری باشد، لازمه‌اش آن است که به آن اراده نیز ارادۀ دیگری تعلّق گرفته باشد و چنین چیزی مستلزم تسلسل است.

مرحوم حاج شیخ پاسخی می‌دهند که فارغ از راهگشا بودنش برای مبحث جبر و اختیار در بحث ما کارایی دارد. ایشان می‌فرماید تمشّی اراده در نفس انسان، گاه به جهت رسیدن به مراد است، چون مراد، مطلوب انسان است؛ ولی گاهی نه برای رسیدن به مراد، که ذاتاً مطلوب است. یعنی گاهی خود اراده دارای مصلحت است، لذا اراده از انسان متمشّی می‌شود. پس تمشّی اراده، همواره برای رسیدن به مراد نیست.

در کلام مرحوم آقای بروجردی، تعبیری وارد شده است که ناظر به همین نکته است. ایشان می‌فرماید اختیاری بودن اراده، به جهت تعلّق ارادۀ دیگر به آن نیست؛ بلکه خود اراده ذاتاً یک امر اختیاری است بی‌آن‌که به ارادۀ دیگری محتاج باشد.

در حال حاضر، به راهگشا بودن این پاسخ‌ها برای مبحث جبر و اختیار کاری ندارم و قصد دارم بر این نکته تأکید کنم که اراده می‌تواند به خاطر مصلحتی در ذات اراده، در نفس انسان شکل بگیرد نه به خاطر مصلحتی که در مراد است.

مرحوم امام امّا، بدین مطلب اشکال نموده‌اند که برای تمشّی اراده، لازم است میان مرید و مراد، نوعی تناسب و سنخیّت وجود داشته باشد. تا زمانی که میان مرید و مراد، سنخیّت وجود نداشته باشد، اراده‌ای در نفس مرید شکل نمی‌گیرد. بنابراین، باید گفت تمشّی اراده، همواره برای رسیدن به مراد است. یعنی مصلحت باید در مراد باشد نه در ذات اراده.

آیت الله والد می‌فرمودند اشکال مرحوم امام وارد نیست. ایشان این مثال را مطرح می‌کردند که گاهی اوقات، اثر برای واقعیّت شیء نیست، بلکه اثر برای ارادۀ شیء است؛ همچون تمام بودن نماز برای شخص مسافر، که بر قصد اقامت 10 روز مترتّب می‌شود نه بر واقعیّت آن. تمام بودن نماز، اثر قصد اقامت 10 روز است، هر چند شخص مسافر، در واقع کمتر از 10 روز در محلّ اقامت کند. در این مطلب، قصد موضوعیّـت دارد هر چند مقصود در خارج واقعیّت پیدا نکند.

حال شخصی را در نظر بگیرید که می‌خواهد کاری کند، نمازش در سفر تمام باشد؛ از سوی دیگر در وطن خود کاری دارد که نمی‌تواند به مدّت 10 روز از آن فاصله بگیرد. این شخص می‌تواند برای آن‌که به هدف خود یعنی خواندن نماز تمام برسد، کاری کند که قصد 10 روز از وی متمشّی شود. یا در مثال دیگر، شخصی را در نظر بگیرید که در ماه رمضان می‌خواهد به سفر برود ولی از سوی دیگر، نمی‌خواهد روزه‌اش خراب شود؛ از همین‌رو کاری می‌کند در نفسش قصد 10 روز متمشّی شود.

بنابراین، هر چند بدون وجود سنخیّت میان مرید و مراد، اراده متمشّی نمی‌شود؛ ولی این امکان وجود دارد که مکلّف برای آن‌که بتواند اراده کند، این سنخیّت را میان خودش و مراد ایجاد کند.

دررالفوائد ( طبع جديد )، ص: 72

آدرس این مطلب یافت نشد.

آدرس احتمالی: الطلب و الإرادة، ص: 56

عرض ادب
هیچ کس در فقه ملتزم به چنین مطلبی نمی شود که با اینکه واقعا نمی تواند، اقامت 10 روز در جایی بکند، ولی قصد 10 روز کند، یعنی چنین قصدی اثری در حکم شرعی ندارد چون چنین قصدی اصلا منعقد نمی شود تا اثری داشته باشد. وقتی شما نمی توانید 10 روز در مکانی قصد اقامت کنید، عقلا محال است، قصد 10 روز واقعی از شما متمشی شود.
اما نکته آیت الله شبیری زنجانی حفظه الله صحیح است که با صرف تمشی قصد واقعی 10 روز (، بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی، ) نماز قصر می شود هرچند فی الواقع نتواند 10 روز بماند ولی در اینجا از اول قصد واقعی است و قصد مانند مثال استاد صوری نیست.

سبحان الله
کسی که می‌داند ده روز در این شهر اقامت ندارد و باید قبل از ده روز به وطن خود برگردد چطور می‌تواند قصد اقامه ده روز کند این ممکن نیست.

همچنین اراده به برگشتن در روز سوم بخاطر کاری که دارد با اراده به قصد ده روز برای روزه گرفتن می‌شود اراده به دو امر متضاد که همزمان محقق نمی‌شود بالاخره شخص یا الف (برگشتن روز سوم بخاطر کاری که دارد) را اراده می‌کند یا ب (برگشتن بعد از ده روز برای گرفتن روزه)

چرا جایی را فرض کردید که نمیتواند بماند یا میداند که نمیماند.
فرض کنید میتواند بماند و واقعا هم قصد میکند بماند ولی نه برای اینکه ماندن برایش مطلوب است بلکه چون قصد ماندن مطلوب است