ماجرای نماز خواندن یکی از خوانین بختیاری، در حضور جناب شیخ حسن مامقانی

جلسه 102 مورخ 27 فروردین 1404

ماجرای نماز خواندن یکی از خوانین بختیاری، در حضور جناب شیخ حسن مامقانی

شخصی شنیدم که مطلبی را از آقای شیخ حسن مامقانی نقل می‌کرد ولی نمی‌دانم این نقل تا چه حدّ صحیح است. می‌گوید آقای شیخ حسن مامقانی به حجّ رفتند. برخی خوانین بختیاری نیز همراهشان بودند. یکی از این خوانین، نماز دست و پا شکسته‌ای می‌خوانده و حدود نماز را رعایت نمی‌کرده. آقای مامقانی به او می‌فرماید «این چه نمازی است که می‌خوانی؟! درست نماز بخوان». آن شخص گفته بود «آقا ما که نماز نمی‌خوانیم؛ ما فقط کاری می‌کنیم که یاغی نباشیم». آقای مامقانی گفته بود، لبّ توحید همین است که بنده به خدا اعلام کند من یاغی نیستم؛ خدایا من خدایی تو را قبول دارم.

اگر کسی لفظ یاغی را در آن دوران ببیند، متوجه می‌شود این لفظ، چقدر لطیف و ژرف است. در آن دوران، برخی خان‌های محلّی و امیرهایی که در یک منطقه حکومت کوچک‌تری داشتند، گاهی نسبت به حکومت مرکزی یاغی‌گری می‌کردند و از اوامر حکومت، و پرداخت مالیات و این قبیل امور، سر باز می‌زدند و عَلَم طغیان برمی‌داشتند. یاغی‌گری بدان معناست که من، حکومت مرکزی را به رسمیت نمی‌شناسم. این‌که به خدا بگوییم یاغی نیستیم، بدان معناست که خدایا من خدایی تو را قبول دارم. این‌که ایشان فرموده است لبّ توحید همین است، به همین جهت است که انسان باید خدا را خدا بداند. «الهی لم أعصک حین عصیتک و أنا بربوبیّتک جاحد». قدرت در تحقّق عنوان «أنا بربوبیّتک جاحد» دخالت دارد؛ کسی که به سبب عجز نماز نمی‌خواند، با کسی که قدرت دارد و نماز نمی‌خواند فرق دارد. بحث «أنا بربوبیّتک جاحد» نکته‌ای است که در ملاک نماز دخالت دارد و قدرت نیز در صدق این عنوان نقش دارد.

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص: 589