جستجوی فندک بدون ابراز نیاز
از قول شیخ محمد غروی نقل شده است که خدمت آقای سید عبدالهادی شیرازی بودیم. ایشان سیگار میکشید و اواخر عمرشان نابینا شده بود. یک موقع دیدیم ایشان حدود ده دقیقه، دستش را بر زمین میکشد ولی نمیفهمیدیم چه هدفی دارد. بعد فهمیدیم ایشان دنبال فندکش میگردد ولی از طلب کردن ابا داشتند لذا آن را در اختیارشان قرار دادیم. ایشان هم فرمودند:
عون العاجز صدقه.
خودداری از اظهار نیاز
گاهی شخصیتی همچون سید عبدالهادی شیرازی، با وجود علاقه زیادی که به سیگار کشیدن دارد، از طلب کردن و حتی ابراز نیاز خودداری میکند. ایشان اظهار نیاز نکرد بلکه به کار خودش مشغول بود و دیگران مطلع شدند.
ماجرای جمعآوری تهسیگار از طویلهها
رفیق ما آقای سید عبدالله خرسان از مرحوم آقای نخجوانی نقل میکرد که ما و آقای سید عبدالهادی هر دو سیگاری بودیم. یک موقع با هم به یک مهمانی رفته بودیم و سیگار نداشتیم.
بین آن خانهها، راههای خالی وجود داشت که معمولاً طویله موقت خانهها بود که وقتی مهمان میآمد، الاغش را موقتاً آنجا نگه میداشتند.
خیلی اوقات سیگار که میکشیدند، باقیمانده سیگار را به بیرون پرت میکردند و سیگار به این طویلههای موقت میافتاد که پر از فضولات حیوانات بود و تهسیگار هم زیاد بود.
ایشان میگفت: ما تصمیم گرفتیم برای برداشتن تهسیگارها از دیوار بالا برویم. رفتیم و یک دامان تهسیگار جمع کردیم.
میگفت: از این کاغذهای سیگار قدیمی داشتیم ولی تتن نداشتیم؛ یک دستمال پهن کردیم و همه سیگارها را یکجا جمع کردیم؛ یک کوه سیگار جمع شد و ما تا صبح سیگار کشیدیم.
میگفت: رفقا میگفتند این سیگار مخصوص روثمن است که سیگار معروف انگلیسی بوده و درجه یک بوده است.
شدت نیاز و خودداری از ابراز تمایل
مقصود آنکه، گاهی نیاز انسان به قدری شدید است که حاضر میشود از دیوار بالا برود و تهسیگارها را از لابلای کثافات جمع کند ولی از دیگری درخواست حتی به شکل غیر الزامی و از آن بالاتر حتی ابراز تمایل نکند.
طبیعتاً در فضایی که من نسبت به طلب کردن یا حتی ابراز تمایل کردن، بغض دارم، اراده تشریعی و یا اخبار به تمایل از من صادر نمیشود.
ابراز تمایل هم مرتبهای از مراتب طلب است.
جلسه ۴ - مورخ ۲۱ شهریور ۱۴۰۳