مؤیدی برای عدم شمول واژۀ نکاح و تزویج، نسبت به عقد موقّت

جلسه 23 آبان 1386

یک بحث در این مورد است که آیا لفظ نکاح و لفظ تزویج، نکاح موقت را نیز شامل ‌می‌شود یا شامل ‌نمی‌شود؟ حاج آقا قرائنی را ذکر می‌کردند که گویا ظهور لفظ نکاح در نکاح دائم است؛ یکی از قرائنی را که به عنوان مؤیّد ذکر کرده بعضی از روایاتی است که متعه را به نکاح، عطف کرده است «بنکاحٍ أو متعةٍ؛ بتزویجٍ أو متعةٍ» وارد شده است، به گونه‌ای که متعه را عطف به تزویج و نکاح کرده است، ایشان در آنجا تعبیر به مؤیّد کرده بود و گفته بود عطف شدن یکی به دیگری، مؤیّد این است که نکاح منصرف به یک قسم خاصی از نکاح است.

من در آنجا برای اینکه چرا ایشان به مؤیّد تعبیر کرده، این نکته را افزوده بودم که ممکن است نکاح ذاتا اطلاق داشته باشد ولی شمول آن نسبت به نکاح موقت _که در آن زمان‌ها مثل زمان کنونی قاچاقی انجام می‌شد_ خفی بوده است. اگر امام علیه السلام أو متعةٍ را تصریح می‌کند شاید به دلیل این است که متعه فرد خفیّ است و در خارج کمتر اتفاق می‌افتد. بنابراین ممکن است همین که نکاح را به کار می‌برند شامل هر دو قسم باشد. اگر «أو متعةٍ» می‌گوید به دلیل خفای آن است که قصد دارد تصریح به تعمیم کند، تا نسبت به آن فرد خفیّ توهم عدم شمول نرود. همین که «أو متعةٍ» را در بعضی موارد عطف می‌کند شاهد بر این است که ظهور نکاح نسبت به عقد متعه ظهور قوی نیست، اگر قوی باشد و توهم خلاف نرود «أو متعةٍ» یک تعبیر بی مورد است، بدین‌سان تعبیر به مؤیّد حاکی از این است که ظهورش آن قدر قوی نیست.