لزوم حرکت از ظاهر شریعت به باطن آن

جلسۀ 102 مورخ مورخ 5 اردیبهشت 1403
لزوم حرکت از ظاهر شریعت به باطن آن

در کتابی این مطلب را دیدم که وقتی ماه رمضان نزدیک می‌شد شیخ جعفر شوشتری یا شیخ عباس قمی رحمهما الله_ وقتی منبر می‌رفت، می‌گفت: «جاء المُبَیِّض»؛ یعنی سفیدکننده آمد. آن زمان، در نجف مرسوم بوده که برخی مِسگرها راه می‌افتادند و می‌گفتند: «المبیض، المبیض» یعنی اگر چیزهای سیاه دارید، بیاورید من سفیدش کنم؛ رویگرهایی که با قلع سفید می‌کردند. ایشان می‌گفته: «صدای المبیض دارد می‌آید». «المبیض» یک معنای ظاهری دارد، یعنی آن کسی که ظرف معمولی را سفید می‌کند؛ ولی یک معنای واقعی دارد که خیلی مهم‌تر از این ظرف ظاهری است، یعنی باطنتان را تمیز کنید؛ باطن خود را سفید کنید و از تیرگی‌ها نجات بدهید. خیلی اوقات، ظاهر مقدمه برای باطن است، البته نه همچون برخی درویش‌ها که گویا می‌گفتند ما از ظاهر عبور کردیم و دیگر به ظاهر کار نداریم. این ظاهر خودش تا پایان وجود دارد ولی نباید در آن متوقف شد بلکه باید از آن عبور کرد؛ یعنی ظاهر را حفظ کرد و با حفظ ظاهر، به مرحلۀ بالاتر رفت. در مرحلۀ بالاتر، مرحلۀ پایین‌تر نیز وجود دارد مع شیء زائد.