جلسۀ 14 آذر 1386
لزوم توجه به خاستگاه صدور روایات معصومان علیهم السلام
در یک تقسیمبندی میتوان گفت، روایات ما، گاه مسبوق به سؤال هستند و گاه ابتدائی. روایات مسبوق به سؤال، روایاتی هستند که معصومان علیهم السلام، در پاسخ به سؤال راویان بیان فرمودهاند؛ بر خلاف روایات ابتدائی، که در پاسخ به سؤال نبوده و امام علیه السلام ابتدائاً مطلبی را به مخاطب القاء نمودهاند.
باید دانست، خیلی اوقات روایات ابتدائی نیز، به لحاظ روحی و جوهری، مسبوق به سؤال هستند. گاهی امام علیه السلام در مقام پاسخ به سؤال مقدّری است که در جامعه وجود دارد و اذهان را به خود مشغول کرده است. در اینجا هرچند به حسب ظاهر کلام امام، ابتدائاً صادر شده و مسبوق به سؤال نیست، ولی در حقیقت برای پاسخ به سؤال مقدّری است که در ذهن مخاطب وجود دارد.
مقصود آنکه، برای فهم صحیح روایات، باید خاستگاه آن را مورد بررسی قرار داد و در پی این نکته بود که این روایت، برای چه صادر شده است. آیا ابتدائاً صادر شده، یا مسبوق به سؤال است؟ اگر مسبوق به سؤال است آن سؤال چیست؟
آیت الله والد تفاوت روایات ابتدائی با روایات مسبوق به سؤال را در این آدرسها بحث کردهاند: کتاب نکاح، درس ۲۴۵ ص۱۱و ۱۲،درس ۲۷۸ ص ۷و۸، درس ۴۴۶ ص ۷ یک حاشیه است.
بدین مناسبت اشارهای خواهیم داشت به دیدگاه مرحوم آیت الله بروجردی رحمة الله علیه که پس از ایشان، توسط شاگردانشان دنبال شده است. به عقیدۀ ایشان، فقه شیعه به منزلۀ تعلیقه بر فقه عامه است. بسیاری از عادات و افکاری که در جامعه آن موقع شکل گرفته بود، ناشی از فتاوای فقهای اهل سنت بود و ائمه معصومین علیهم السلام نظام حقوقی شیعه را که بیان میکردند، در خلأ، در یک جامعه بی سؤال و در جامعهای که اندیشههایی برای خودش ندارد مطرح نکردند. بلکه جامعه اسلامی آن روز هم با یک سری عادات، رسومات، اندیشهها و افکار مواجه بود و امام علیهالسلام در همین فضا احکام را مطرح کردند. عمده مطالبی که بیش از همه تفکر دینی متشرعه آن دوره را شکل میداده فتواهای اهل سنت است. حتی سیرههای عقلاییه و عادات و رسوم هم تا زمانی که در قالب فتاوای اهل سنت قرار نمیگرفت، به عنوان یک تفکر دینی مطرح نمی شده است. ائمه معصومین علیهم السلام به حکم وظیفهای که در قبال جریانات منحرف جامعه دارند، درصدد اصلاح انحرافات بودند و به تعبیر حضرت سید الشهدا صلواتاللهعلیه «إنما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدی». ائمه جنبه اصلاحگر در جامعه کنونی را داشتند و اینگونه نبود که بگویند بگذار هر چه میخواهد در جامعه بگذرد. عمدتا فقه شیعه، فقه اصلاحی است و بیشتر جنبه اصلاحگری نسبت به انحرافات موجود را دارد. البته لازم است توجه بفرمایید اینکه ما میگوییم فقه شیعه به منزله فقه عامه است، معنایش این نیست که تمام فتاوا ومطالبی که ائمه معصومین بیان کردهاند الزاما باید ناظر به جریانات جامعه باشد؛ نه، بسیاری از آنها ناظر است و ممکن است اینطور هم نباشد.
یکی از نکاتی که اینجا مطرح است اینست که حتی روایات اگر ابتدائا هم صادر شده باشد، خیلی وقتها قالبهای تعبیری ناظر به سؤالات جامعه است. یعنی به گونهای بیان شده که سؤالاتی که درجامعه آن دوره وجود داشته است را هم پاسخ بدهد.تفاوت است بین اینکه کسی بخواهد مطلبی را از ابتدا بیان کند با مطلبی که مشابهش هم در جامعه وجود دارد. گاهی اوقات ممکن است شما مستقیما مطلبی را در پاسخ یک شبهه نگویید ولی با توجه به شبهه موجود در جامعه، اگر بخواهید یک مطلب را القاء کنید به گونهای القاء میکنید که خواهناخواه پاسخ آن شبهه هم باشد.