عقل محرک یا عقل مُدرِک؟

مقدمه: نقش عقل در تحریک و ادراک

عقل صرفاً مدرک مصالح و مفاسد نیست و تحریکاتی را نیز انجام می‌دهد. تحریکات عقل نیز می‌تواند به دو گونه لزومی و ندبی تقسیم شود. این مطلبی است که محقق نائینی نیز بدان اذعان دارد. ایشان تفاوت وجوب و ندب را به تفاوت تحریک عقل دانسته است لذا در نظر ایشان وجود دو گونه تحریک عقلی مفروغ عنه است.[1]

:bar_chart: دیدگاه استاد: لزومی یا ندبی بودن تحریکات عقل تابع نظر مولا

ولی ما باور داریم، لزومی بودن یا ندبی بودن تحریکات عقل ، تابع آن است که مولا آن عمل را چگونه تشخیص داده است. اگر مولا نسبت به تحقق عمل حب دارد ولی از الزام نمودن عبد ابا دارد، عقل نیز به لزوم اتیان حکم نمی‌کند چون تحریک عقل به نظر مولا بستگی دارد. عقل می‌بیند که مولا به راحت بودن عبد حب دارد و یا در الزام نمودن وی مفسده ای دیده است که بر حب متعلق چیره شده و طلب مولا را از حالت لزومی به حالت غیر لزومی تبدیل کرده است؛ در نتیجه عقل نیز به تبع نظر مولا، عبد را تحریک الزامی ننموده و راحتی‌اش را از وی سلب نمی‌کند.


:date: جلسه ۴ مورخ ۲۱ شهریور ۱۴۰۳


  1. أجود التقریرات، ج‏1، ص: 95. ↩︎

گمان نمی کنم جایی که یقین داریم نظر مولی چیست، چندان محل بحث باشد، روشن است که عقل کاسه داغ تر از آش نمیشه، وقتی بداند خود شارع نظرش لزوم نیست، قهرا عقل هم تحریک لزومی نمی کند و هکذا اگر یقین کند شارع نظرش لزوم است…
کلام در جایی است که عقل تحریک دارد، ولی از شارع چیزی به او نرسیده است، مهم این است که ببینیم اینجا تحریک عقل لزومی است یا ندبی

همین چیزی که شما می فرمائید واضح است، ظاهراً توسط محقق نائینی انکار شده است؛ چون ظاهر کلمات ایشان آن است که، وجوب و ندب، از آن جهت که از شارع صادر می شوند، به وجوبی و ندبی تقسیم پذیر نیستند. شارع فقط طلب می کند و بس، و این عقل است که به لزوم و ندب حکم می کند.
استاد می خواهند بفرمایند، خیر؛ عقل مستقل از شرع، طلب ندبی یا لزومی ندارد.