عدم لزوم امتثال غرض مولا، در جایی که به فعل مکلف تعلّق نگرفته باشد

جلسه 110 مورخ 9 اردیبهشت 1404

عدم لزوم امتثال غرض مولا، در جایی که به فعل مکلف تعلّق نگرفته باشد

نخستین وجهی که در کلام آقای شهیدی برای اصالة التعبدیة ذکر شده، از این قرار است: الوجه الأول: ان غرض المولی من الأمر هو کونه محرکا للعبد نحو العمل وحیث یلزم تحصیل غرض المولی عقلا فلابد فی إتیان العمل من کون الأمر محرکا نحوه ولانعنی بقصد القربة الا ذلک.

ایشان به دو اشکال از محقق خوئی اشاره می‌کنند. اشکال دوم آن است که:

تحصیل غرض مولا از امر و افعالش، عقلاً بر عهدۀ مکلف نیست. آن چیزی که عقلاً بر عهدۀ مکلّف است، تحصیل غرضی است که به فعل مکلّف تعلّق گرفته است نه غرضی که به فعل خود مولا تعلّق گرفته است.

؛ به نظر می‌رسد بر خلاف آنچه آقای شهیدی فرموده‌اند، پاسخ دوم محقق خوئی صحیح‌تر است. پاسخ دوم محقق خوئی صحیح است ولی با این توضیح که مولای عالم، آن‌گاه که امر می‌کند، غرضی دارد که قطعاً حاصل می‌شود؛ چون مولای عالم، می‌داند به چه منظور امر کرده پس آن هدف قطعی الحصول است. معقول نیست گفته شود مکلّف باید غرض مولا از امر را تحصیل کند. یک فرد عادی که نسبت به روابط سببی و مسبّبی جاهل است، ممکن است سبب را ایجاد کند، به امید آن‌که او را به مسبّب برساند. ولی در مورد مولای عالم چنین چیزی معقول نیست. خداوند جاهل نیست پس اگر غرضی داشته باشد، سببی را برای آن ترتیب می‌دهد که حتماً او را به مقصودش برساند. مقصود خداوند از امر چیزی است که خداوند با امر کردن قطعاً به آن می‌رسد.

اصل قضیه آن است که تفاوت واجب توصّلی با واجب تعبّدی، در غرض از امر نیست، بلکه در غرض اولیه است. در وجه یکم هیچ استدلالی وجود ندارد که بتواند اثبات کند غرض اولیه، مساوی با غرض از امر است یا اوسع از آن است.

مباحث الألفاظ ج2، أدلة مسلک اصالة التعبدیة فی الأوامر، -، ص: 362