عدم ارتباط آیۀ «إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا» به بحث حجیّت ظنون
در دانش اصول، برای عدم حجیّت ظن، به آیۀ شریفۀ 36 از سورۀ مبارکۀ یونس تمسک شده است: ﴿ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا﴾. ما در مقام اشکال به استدلال ایشان گفتیم، به نظر میرسد «ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاّ ظَنًّا» به قرینۀ قبل و بعد، بیانگر آن است که اینان فقط از یک فکر و یک اندیشه تبعیت میکنند، فکری پوچ که مطابق واقع نیست؛ چنین فکر و اندیشهای جای واقعیت را نمیگیرد.
به بیان دیگر این آیه اشاره به آن است که اگر اعتقاد شما مخالف واقع باشد، جای حقیقت را نمیگیرد. پس در واژۀ ظن، جزمی بودن یا نبودن نهفته نیست و ناظر به مطلبی دیگر است یعنی میخواهد بگوید اعتقاد صرف، که با واقع هماهنگ نباشد، جای واقعیت را پر نمیکند خواه جزمی باشد و خواه غیر جزمی. بدین ترتیب این آیه ارتباطی با بحث حجیّت ظن به معنای اعتقاد غیر جازم ندارد.
اساساً بحث حجیت مربوط به جایی است که بخواهد تحریک و عدم تحریک را در پی داشته باشد؛ ولی آیۀ شریفۀ ذکر شده، به مرحلۀ حجیّت و تحریک ناظر نیست بلکه به مرحلۀ اِجزاء نظر دارد که مربوط به بعد از مرحلۀ تحریک و حجیّت است. به بیان دیگر این آیه بیانگر آن است که احکامی که بر واقع مترتب شده، برای خود واقع است در نتیجه اعتقاد مخالف واقع سبب تغییر آن نمیشود. برای مثال در امور تکوینی، سم خوردن سبب هلاکت میشود و هلاکت بر خوردن سم واقعی مترتب است خواه بدان علم و اعتقاد داشته باشیم و خواه بر خلاف آن اعتقاد داشته باشیم. یعنی اگر اعتقاد داشته باشیم این سم نیست، این اعتقاد سبب نجات ما از هلاکت نمیشود پس اعتقاد مخالف واقع، جای واقعیت را نمیگیرد. این آیه، در مقام ارشاد به این نکته است که خیال نکنید حال که اعتقاد دارید، اعتقادتان شما را کفایت نموده و سبب نجاتتان میشود. این آیه نوعی هشدار است به اینکه اعتقادتان ممکن است مخالف با واقع باشد که در این صورت جای واقعیت را نمیگیرد و واقعیت دامنگیر شما خواهد شد. البته ممکن است آن شخص باورمند، بدون هشدار ما به باور خویش باقی بماند ولی این آیه در مقام هشدار است به این که حواستان را جمع کنید که اعتقاد بیجا پیدا نکنید چون اگر اعتقاد مخالف واقع داشته باشید، شما را از حقیقت بینیاز نساخته و واقعیت هولناکی در انتظار شما خواهد بود.