جلسۀ 115 مورخ 16 اردیبهشت 1404
صور سقوط تکلیف متعلق به فعل خود مکلف، با انجام فعل توسط غیر
هر چند گاهی امر به فعل خود مکلف اعم از حصۀ مباشری و حصۀ تسبیبی تعلّق گرفته است، ولی با این حال، ممکن است فعل غیر نیز مسقط وجوب باشد. مسقطیت وجوب در اینجا به دو شکل تصویر میشود:
- یکی آن تصویری که محقق ایروانی در واجبات توصّلی ارائه دادند. ایشان تمام واجبات شرعی را تعبّدی دانستند و آنچه در شریعت به عنوان واجب توصّلی مطرح است و روشن است انجام آن بدون قصد قربت، مسقط ذمة است را به جهت انعدام موضوع دانستند .
برای مثال، امر به شستن لباس نجس، موضوعش لباس نجس است، در نتیجه اگر این لباس بدون قصد قربت یا خود به خود با افتادن درون آب شسته شود، موضوع لباس نجس منتفی شده، و امر به شستن نیز به دلیل انعدام موضوع، منعدم میشود.
یا در مثال دیگر، امر به کفن و دفن میّت، موضوعش میّتی است که تکفین نشده و روی زمین مانده است؛ بدین ترتیب اگر مثلاً در اثر زلزله زمین دهان باز کرد و میّت داخل زمین مدفون شد، موضوع امر منتفی شده، و به تبعش امر نیز منتفی میشود. - تصویر دیگر آن است که گام را فراتر از انعدام موضوع نهاده و میگوییم در ورای امر، یک محبوب اولیهای وجود دارد که شارع به جهت تزاحمات و مانند آن، در صدد تحصیل آن از تمام طرق برنیامده و فقط به طریق امر بسنده نموده است. امر شارع طریق است برای رسیدن به محبوب اولیه، بدین ترتیب اگر آن محبوب اولیه، از طریقی دیگر حاصل شود، دیگر مجالی برای امر باقی نمیماند. ملاکی که در امر وجود دارد، جدای از ملاکی که در محبوب اولیه وجود دارد نیست. امر یکی از طرق رسیدن به محبوب اولیه است، بنابراین اگر ذیالمقدمه یعنی محبوب اولیه از طریقی دیگر حاصل بشود، مجالی برای امر باقی نمیماند.
البته این تصویر نیز، به نوعی به همان تصویر محقّق ایروانی بازگشت میکند، چون انعدام موضوع به دو شکل است: یکی با حصول محبوب اولیه، چون در واقع امر میگوید، محبوب حاصلنشده را حاصل کن، چهآنکه تحصیل محبوب حاصلشده، تحصیل حاصل است پس موضوع، عبارتست از محبوب حاصلنشده. دیگری به این صورت که کلمۀ محبوبیت در موضوع دخالت نداشته باشد که این نیز ممکن است در برخی احکام با شکل اوّل فرق داشته باشد.