جلسه 106 مورخ 3 اردیبهشت 1404
شمول قضیۀ «کلّ خبری صادق» نسبت به خودش
اگر گفته شود «کلّ خبری صادقٌ»، آیا مفاد این قضیه، خود این قضیه را نیز شامل میشود یا خیر؟ همانطور که گفتیم، اشکالاتی که در این بحث وجود دارد، به اینکه استیعاب با «کلّ» افاده شود یا با مقدّمات حکمت، ارتباطی ندارد.
باید دانست، این بحث هم در قضیۀ «کلّ خبری صادقٌ» جریان دارد و هم در قضیۀ «خبری صادقٌ». این بحث هم در قضیۀ «کلّ الأخبار صادقٌ» مطرح است و هم در قضیۀ «الخبر صادقٌ». در این بحث میان عامّ و مطلق تفاوتی وجود ندارد. اگر اشکالی وجود داشته باشد، در هر دو وجود دارد، و اگر اشکالی وجود نداشته باشد، در هیچیک وجود ندارد.
اصولیان در اینجا، این بحث را مطرح نمودهاند که آیا این قضیه شامل خودش میشود یا خیر؟
به منظور پاسخ به این پرسش، ابتدا سه قضیه را با یکدیگر مقایسه میکنیم:
- «الخبر هذا، صادقٌ».
- «کلّ خبرٍ، صادقٌ».
- «الخبر صادقٌ».
حال بهتر است برای آنکه مثال بحث، واقعی شود و صدق در آن وجود داشته باشد، به جای «صادقٌ» بگوییم «یحتمل الصدق و الکذب».
- «الخبر هذا، یحتمل الصدق و الکذب». این قضیه، جزئی است و ناظر به خود این قضیه است.
- «کلّ خبر، یحتمل الصدق و الکذب». این قضیه، عامّ است.
- «الخبر، یحتمل الصدق و الکذب». این قضیه، مطلق است.
پرسش آن است که آیا این سه مدل قضیه، خودشان را نیز شامل میشوند یا خیر؟ اگر خودشان را شامل نشوند، شکلگیری قضیۀ نخست، با اشکال روبرو خواهد شد، چون «الخبر هذا، یحتمل الصدق و الکذب» ظاهر در آن است که با قطع نظر از خود این قضیه و در رتبۀ سابق بر آن، یک خبری وجود دارد که این قضیه، پیرامون آن صحبت میکند.
یک تقریب بدوی آن است که بگوییم هر سه صورت، دارای محذور است. همانطور که پیشتر اشاره کردیم، مشکل اصلی در این موارد، مشکل دور نیست، بلکه مشکل رخداد تهافت در افق ذهن گوینده است. متکلم به هنگام القای این قضیه، یک واقعیّتی را در ورای آن میبیند و میخواهد از آن خبر بدهد. مشکل آن است که معقول نیست خود آن واقعیّت با همین قضیه ایجاد شود. اساساً اِخبار به معنای خبر دادن از واقعیّتی است که با قطع نظر از این خبر، تحقّق دارد. البته لازم نیست، در زمان حال تحقّق داشته باشد؛ ممکن است آن واقعیّت در زمان گذشته، حال یا آینده تحقّق داشته باشد، ولی مهمّ آن است که با قطع نظر از خود این خبر، تحقّق داشته باشد. پس اِخبار، نمیتواند از واقعیّتی خبر بدهد که خودش ایجادگر آن است.
بدین ترتیب، وقتی قضیۀ نخست با اشکال تهافت در افق ذهن گوینده روبرو شد، دو قضیۀ دیگر نیز با مشکل روبرو میشوند. برخی گفتهاند انطباق کلّی بر افراد، انطباق قهری است؛ ولی به عقیدۀ ما این مطلب صحیح نیست. انطباق کلّی بر افراد، به اعتبار ملاحظۀ اجمالی افراد است. این انطباق، وابسته به آن است که گوینده، کلّی را طوری ملاحظه کند که کاشف از افراد باشد. مشکل آن است که آن فردی از کلّی که هماینک قرار است با لحاظ گوینده ایجاد شود، گوینده نمیتواند آن را به عنوان منطبقٌعلیه کلّی لحاظ کند. لحاظ گوینده، به مفهومی تعلّق میگیرد که کاشف از افرادی است که آن افراد، در رتبۀ سابق بر لحاظ، تحقّق دارند، پس آن فردی که تازه با خود این لحاظ ایجاد میشود، نمیتواند مصداق آن کلّی تلقّی شود.
پس همان اشکالی که در قضیۀ جزئی وجود داشت، در قضیۀ کلّی نیز وجود دارد، چون فرقی ندارد آن مفهوم، کاشف از یک شیء معیّن باشد، یا کاشف از اشیاء متعدّد باشد. در هر صورت مشکل آن است که به هنگام القای مفهوم، نمیتوان آن فردی که با خود این قضیه ایجاد میشود را در آن لحاظ کرد. اشکال آن است که لحاظ، هر چند ملحوظش کلّی باشد، ولی مصادیق ملحوظش باید با قطع نظر از لحاظ، تحقّق داشته باشند. لحاظ نمیتواند به مفهومی تعلّق بگیرد که کاشف از خودش است، خواه جزئی باشد و خواه کلّی.
کوتاهسخن آنکه، اگر شامل شدن قضیۀ کلّی نسبت به خودش مشکلی نداشته باشد، شامل شدن قضیۀ جزئی نسبت به خودش نیز نباید مشکلی داشته باشد، حالآنکه «الخبر هذا، یحتمل الصّدق و الکذب» نمیتواند شامل خودش بشود. «یحتمل الصدق و الکذب» محمولی است که میخواهد بر «الخبر هذا» حمل شود. شما میخواهید بگویید، همین مقدار که این خبر، با خود همین اِسناد تقرّر پیدا کند، برای شمول قضیه نسبت به آن کفایت میکند. اگر چنین باشد باید در قضیۀ جزئی نیز بتوانید شمول قضیه نسبت به خودش را بپذیرید ولی در قضیۀ جزئی وجداناً نمیتوانید چنین سخنی بگویید. علّت آنکه در قضیۀ جزئی وجداناً شمول قضیه نسبت به خودش را مشکلدار میبینیم، آن است که محمول را بر موضوعی حمل نمودهایم که با قطع نظر از حمل، تقرّر ندارد و تقرّرش با خود این حمل شکل میگیرد. همین اشکال در قضیۀ کلّی نیز وجود دارد.
به عبارت دیگر، گوینده میخواهد در مرحلۀ حمل، موضوع و محمول را با یکدیگر ملاحظه کند؛ یعنی میخواهد بگوید این موضوعی که دارای استیعاب است، این محمول بر آن حمل میشود؛ یعنی همۀ افراد موضوع، مشمول صدق این محمول هستند. پس هر چند به هنگام حمل این مطلب را ملاحظه میکنیم، ولی حمل تعلّق میگیرد به موضوع و محمولی که با قطع نظر از حمل تقرّر دارند. معنا ندارد حمل به موضوع و محمولی تعلّق بگیرد، که تازه قرار است با خود این حمل تقرّر پیدا کنند.