شبهۀ امکان تمسک به اطلاق برای اثبات تعبّدی بودن واجب و پاسخ آیت الله شبیری زنجانی به آن

جلسه 102 مورخ 27 فروردین 1404

شبهۀ امکان تمسک به اطلاق برای اثبات تعبّدی بودن واجب و پاسخ آیت الله شبیری زنجانی به آن

در تمام واجبات خواه تعبّدی باشند و خواه توصّلی وجوب به خصوص حصه‌ای از مأمورٌبه اختصاص می‌یابد که امر، در سلسلۀ علل تحقّق آن قرار دارد. بنابراین فارق این دو، در متعلّق وجوب نیست، بلکه در غرض اولیۀ آمر است. در واجب توصّلی، غرض اولیۀ آمر و آنچه در وهلۀ اول برای وی مطلوب است، اوسع از چیزی است که بدان امر نموده است، در نتیجه اگر آن غرض اولیه، از طریق غیر امر حاصل شود نیز، تکلیف ساقط می‌شود. در حقیقت، جوهر وجوب توصّلی، وجوب مشروط است؛ چون واجب توصّلی، واجبی است که مشروط بر آن است که غرض اولیۀ آن، از غیر طریق امر حاصل نشده باشد. ولی در واجب تعبّدی، چنین اشتراطی وجود ندارد، چون غرض اولیه در واجب تعبّدی، امکان حصول از غیر طریق امر را ندارد.

این مطلب، پرسشی را به دنبال می‌آورد مبنی بر آن‌که، اگر واجب توصّلی مشروط است و واجب تعبّدی غیر مشروط، اصل بر تعبّدی بودن است. این اصل، ناشی از اطلاق دلیل است چون اطلاق دلیل اقتضا می‌کند واجب مورد نظر، مشروط نباشد.

آیت الله والد، در پاسخ به این پرسش، فرمودند عرف، گویا در بسیاری از موارد می‌گوید این‌که شارع مقدّس، متعلّق امر را خصوص حصه‌ای از مأمورٌبه قرار داده که مستند به امر است، بدان جهت نبوده است که غرض اولیه‌اش مضیّق بوده؛ بلکه غرض اولیه‌اش اوسع است و قصد داشته با امر کردن، آن حصه‌ای از محبوب اولیه که از غیر طریق امر حاصل نشده است را با امر تحصیل کند. طبق این بیان، گویا عرف غرض اولیه را اوسع می‌بیند، در نتیجه مجالی برای تمسّک به اصالة الاطلاق برای نفی احتمال توصّلیّت باقی نمی‌ماند