«الإنسان حریصٌ علی ما مُنِع»: فقط یک ویژگی از ابعاد روانی انسان
مقصود از اینکه آدمی نسبت به آنچه منع میشود حریص است، این نیست که تمام خصوصیات و خواستههای باطنی انسان در همین نکته خلاصه میشود.
شخصی از من پرسید آیا «الإنسان حریصٌ علی ما مُنِع» روایت است؟
پاسخ دادم: نمیدانم.
او ادامه داد که اگر روایت نباشد یا معتبر نباشد، آیا میتوان شهرتش را جابر ضعف سند دانست و از آن برای ساماندهی نظام تربیتی و شناخت روان آدمی بهره برد؟
به این نکته اشاره کردم که «الإنسان حریصٌ علی ما مُنِع» تنها یکی از ویژگیهای باطنی انسان است. انسان در سوی مقابل، خواهان تعالی و تکامل نیز هست؛ بنابراین، برای ساماندهی نظام تربیتی و شناخت روان آدمی، بایسته است مجموع این اوصاف و ویژگیها مد نظر قرار گیرند. در نتیجه، هرچند مصلحت در ترخیص و مفسده در الزام در بحثهای تربیتی و روانی اثرگذار هستند؛ ولی همه ملاکات در آنها خلاصه نمیشود. پس هرچند مصلحت در ترخیص و مفسده در الزام بهصورت فیالجمله ثابت هستند، اما نباید تمام نکات تربیتی را در آنها خلاصه کرد و سعی نمود در رفتارها، همواره جانب آزادی را بر جانب تکلیف مقدم داشته و اصل اولی را بر اساس آن بنا نمود.
تفاوتهای فردی در روحیه سرکشی و عقلانیت
البته، هر شخصی با شخص دیگر متفاوت است. برخی انسانها دارای روحیه سرکشی و طغیان هستند، لذا باید دستشان را گرفت تا سرکشی نکنند؛ اما برخی دیگر از انسانها، از عقلانیت بالاتری برخوردارند و چنانچه کاری به آنها واگذار شود، سرکشی و طغیان نمیکنند. با این حال، یک حداقلهایی وجود دارد که در متعارف انسانها ثابت است.
جلسه ۴۸
۴ آذر ۱۴۰۳