سقوط تکلیف تنها منحصر به تحقق امتثال نیست، بلکه عدم امکان امتثال نیز یکی از موجبات سقوط آن به شمار میرود.
توضیح مسأله:
- شخصی را در نظر بگیرید که در زمان امکان امتثال، از انجام عمل واجب سر باز زده است.

- اکنون، امکان امتثال برای او از میان رفته است (مثلاً وقت نماز گذشته یا قدرت بر انجام آن را از دست داده است).
در چنین حالتی، تکلیف فعلی شامل حال او نمیشود؛ هرچند امکان عقاب او همچنان فراهم است.
تحلیل بقای عقوبت با وجود سقوط تکلیف
معاقب بودن این شخص، به معنای وجود تکلیف فعلی نیست. تکلیف فعلی ساقط شده است، اما عقوبت به دلیل عصیان اولیه که در زمان قدرت رخ داده، باقی میماند.
از همینروست که محقق خراسانی در بحث توسط در ارض مغصوبه، به این نکته اشاره مینماید.
محقق خراسانی تعبیر میکند که عقوبت به دلیل نهی سابق ساقطشده (النهی السابق الساقط[1]) است؛ یعنی همان نهیی که سابقاً فعلیت داشته و به دلیل عدم قدرت مکلف، از فعلیت ساقط شده است، همچنان مصحح عقوبت باقی میماند.
بر اساس جلسه ۷۶
۲۴ دی ۱۴۰۳
این تعبیر در کلام محقق خراسانی یافت نشد ولی مضمون آن یافت شد: «نعم لو كان بسوء الاختيار لا يسقط العقاب بسقوط التكليف بالتحريم أو الإيجاب.» (كفاية الأصول طبع آل البيت، ص ۱۷۴) ↩︎