سخن مرحوم آیتالله بروجردی در باب اجزاء
محصّل کلام ایشان چنین است: مکلفین در قبال اوامر اولیه مثل امر کلی به صلات به دو قسم تقسیم میشوند: من قام عنده الأمارة و من لم یقم عنده الأمارة. مرحوم آیتالله بروجردی هم بحث اضطرار و هم بحث حکم ظاهری را نظیر بحث حاضر و مسافر قلمداد نموده است. از منظر ایشان، مصداق نماز برای اصناف مختلف این مکلفین متفاوت است. شارع مقدس مکلفین را دارای اصناف مختلف قرار داده به نحوی که واجد ماء دارای یک تکلیف و فاقد ماء دارای تکلیف دیگری است. همچنین کسی که اماره برایش قائم شده دارای یک تکلیف و کسی که اماره ندارد دارای تکلیف دیگری است. بنابراین لازمه همه این موارد اجزا است.
مرحوم آیتالله بروجردی تمامی این مباحث را بر نماز تطبیق کرده است. باید به این مساله در باب نماز توجه شود که نماز دارای یک خصوصیتی است که در هر روز بیش از یک نماز (ظهر مثلا) واجب نیست. ظهور ادله اولیه آن است که صرف الوجود نماز واجب است. اگر به صرف الوجود تمسک شود میتوان این بحث را از نماز به غیر نماز تسرّی داد، ولی اگر نکته مباحث، ظهور اولیه ادله در وحدت مامور به نباشد، بلکه اجماع بر وحدت مامور به باشد -که مرحوم آیتالله خویی نیز در حاشیه کلام مرحوم آیتالله نایینی در حاشیه اجود التقریرات چنین بیان کرده- در این صورت، مباحث مزبور در رابطه با اجزا و عدم اجزا در کلام مرحوم بروجردی، اختصاص به نماز دارد. بنابراین کلام مرحوم آیتالله بروجردی را نباید با مساله اجماع تبیین کرد تا مختص صلات شود بلکه باید چنین تقریب نمود که کلام ایشان از دو مقدمه تشکیل شده است:
مقدمه اول : ظهور ادله در وحدت مامور به است.
مقدمه دوم: ظاهر ادله آن است که شارع مقدس، مکلفین را به دو صنف تقسیم کرده (من قامت لدیه الأماره و من لم تقم عنده)، و هر کدام دارای تکلیف مجزّایی است.
یعنی به نحوی باید حکم اضطراری و حکم ظاهری را مغیّر واقع دانست. اگر در این مباحث بتوان از مشکل تصویب عبور کرد، میتوان کلام مرحوم آیتالله بروجردی را مطرح نمود. جناب آیتالله والد بیان میفرمودند که مرحوم آیتالله بروجردی در برخی مباحث برهانی بحث نمیکردند؛ بلکه احساسی با مساله برخورد میکردند؛ مثلا بیان میکردند: چطور ممکن است در مورد شخصی که بر اساس سخن مرجع تقلید نماز جمعه بخواند، بعد از کشف خلاف گفت که این فرد، یک عمر نماز نخوانده است. طرح بحث به نحو احساسی بدین صورت دارای یک نقد واضح است: در بحث اماره ممکن است چنین بیانی ذکر شود ولی در فرض قطع، قطعا عمل انجام شده مجزی نیست. فردی که یقین به وجوب نماز جمعه داشته و بعدا کشف خلاف شده نیز همین مباحث در مورد وی مطرح است، در حالی که عملش مجزی نیست؛ چرا که مقدمه دوم (تقسیم مکلفین به دو صنف) مختص فرض اماره است.
اما در مورد مطلب احساسی که آیتالله بروجردی مطرح نموده باید چنین گفت: شخصی که یک عمر نماز نخوانده اگر بدین معنی باشد که یک عمر معصیت کرده، و از درگاه ربوبی دور بوده و رانده شده، سخن باطلی است. شخصی که به حکم ظاهری عمل کرده نیز در تمام عمر در درگاه ربوبی بوده و هیچگونه تمرّدی نداشته است. تقرّب دائر مدار عمل به تکلیف واقعی نیست؛ بلکه عمل به تکلیف ظاهری هم قرب میآورد. چنین شخصی نهتنها معذور است و معصیت نکرده؛ بلکه در درگاه ربوبی با عملش تقرّب یافته است. انقیاد -که در مقابل تجری است- نیز ارزشمند است، و احکام انقیاد بر چنان شخصی بار میشود و ثواب به وی عطا میشود.
درس خارج اصول استاد معظّم سید محمد جواد شبیری مورخ ۲۵ آبان ۱۴۰۴