در مباحث فقهی و حدیثی، مسئله جمع میان روایات متعارض یکی از مسائل اساسی است. دو رویکرد اصلی در این زمینه وجود دارد که هر یک مبانی و نتایج متفاوتی را در پی دارند.
رویکرد اول: ایجاد ظهور ثانوی برای جمع عرفی
این روش بر این پایه استوار است که روایاتِ آمره و ناهیه، در کنار یکدیگر قرار گرفته و از ترکیب آنها، یک ظهور ثانوی استنباط میشود. این ظهور جدید، ابزاری است که امکان جمع عرفی را فراهم میآورد.
رویکرد دوم: توسل به احتمالات غیرعرفی برای جلوگیری از طرح روایات
این رویکرد، مسیری متفاوت را دنبال میکند. در این روش، برای پرهیز از طرح روایات، به احتمالاتی متوسل میشویم که ذاتاً عرفی نیستند. این کار بدون آنکه بخواهیم برای روایات ظهور ثانوی ایجاد کنیم، صورت میگیرد.
جمع با احتمالات غیرعرفی؛ استثنا یا قاعده؟
زمانی که دو روایت قطعیالصدور باشند و امکان حمل آنها بر «تقیه» وجود نداشته باشد، ممکن است ناچار شویم برای جلوگیری از طرح آنها، به این احتمالات غیرعرفی روی بیاوریم.
اگر قرینه قطعی بر لزوم جمع میان دو روایت موجود باشد، میتوان این احتمالات را مبنای کار قرار داد. با وجود اینکه این احتمالات، ذاتاً عرفی نیستند، اما صلاحیت دارند که روایت بر آنها حمل شود. در چنین شرایطی، با وجود تعارض میان دو روایت، ضیق خناق سبب میشود که به این نوع جمعها تن دهیم.
نکته مهم: این نوع جمعها امکانپذیرند، اما به هر حال خلاف اصل و قاعده هستند.
بر اساس جلسه ۶۵
۵ دی ۱۴۰۳