روش ابهام‌زدائی از سؤالات راویان

جلسۀ 14 آذر 1386

روش ابهام‌زدائی از سؤالات راویان

اگر به روایات مراجعه کنید غالبا سؤالات سائلین به طور کامل نقل نشده است. مثلا می‌پرسد: «سألت أبا الحسن علیه السلام عن الجبن» اما معنای این سؤال چیست؟ یعنی چه که از پنیر سؤال کردند؟!

خیلی وقت‌ها از پاسخ امام علیه السلام می‌فهمیم که از چه جهتش سؤال بوده است.

اما گاهی اوقات چه بسا حتی خود پاسخ هم به تنهایی کافی نیست؛ مثلا می‌پرسد: «سألت أبا الحسن علیه السلام عن الجبن قال لا بأس» حالا ما از کجا بفهمیم سؤال چه بوده است؟ یعنی چه که از پنیر سؤال کرد و حضرت فرمود اشکال ندارد. این جهت سؤال را روشن نمی‌کند و اینکه اساسا چه شبهه‌ای در مورد پنیر وجود داشته است که امام علیه السلام در مقام پاسخش است؟

یکی از راه‌های شناخت این ابهامات که در سؤال سائلین وجود دارد، کنار هم قرار دادن روایات مشابه است. روایت‌های مشابه به هم کمک می‌کنند که سؤالاتی که به طور کامل نقل نشده، روشن شود که اساسا جهت سؤال چیست؟

نکتۀ دیگر آن است که ممکن است سؤال مطرح شده، ناظر به فتوائی باشد که در میان عامه وجود داشته.

حال ممکن است در مورد «جبن» ناظر به یک فتوا نباشد؛ بلکه مسأله موضوع شناسی خارجی است و تا یک حدود زیادی مشکل قضیه این بوده که چه بسا پنیرها از پنیرمایه‌هایی تهیه می‌شده است که برای گوسفند میته بوده و سؤال این بوده که ما نمی‌دانیم آیا این گوسفندی که مایه پنیر را از شیردانش گرفتند، میته بوده یا نبوده؟

شبیه این مرغ و گوسفند که ذبح شرعی شده یا نشده است. چیزی شبیه همین حرف و حدیث‌هایی که در جامعه کنونی مطرح است. یا مثلا در روایت می‌‌گوید: «رأیت أبا الحسن یأکل الجبن» دیدم امام کاظم علیه‌السلام پنیر می‌خورند! الان خنده‌مان می‌گیرد و سؤال پیش می‌آید که مگر امام علیه السلام یک شخص غیر عادی است و نباید پنیر بخورد؟! پیداست که در جامعه آن روز، مقدسین و آدم‌های اهل احتیاط پنیر نمی‌خوردند. این مسأله آنقدر جدی بوده که اصلا جامعه آن موقع تحمل پنیر خوردن یک آدم مقدس را نداشته است! و خیلی برایشان سنگین بوده که چطور امام علیه السلام پنیر می‌خورده؟!

یکی دیگر از نکات راهگشا در این زمینه، توجه به فقه عامه است چون گاهی اوقات، سؤالات سائلین، ناظر به فتاوای عامه بوده. برای مثال، یکی از سؤالات مطرح شده در روایات اینست که آیا خروج خون از بدن، مبطل وضو است یا نه؟ حکم به نجاست خون، قابل درک است، ولی باطل شدن وضو در اثر خروج خون، برای ما عجیب است. ولی اگر کسی با فقه عامه آشنا باشد، متوجه می‌شود این دیدگاه در میان عامه مطرح بوده؛ چون آنها قیاس می‌کردند و می‌گفتند علّت بطلان وضو در اثر خروج بول و غائط، نجاست بول و غائط است؛ پس اگر چیز نجسی مثل خون از بدن خارج شود، همانند بول غائط، مبطل وضو است.