رخداد خلط میان جنبه‌های بیانی و واقعیّت

جلسۀ 102 مورخ مورخ 5 اردیبهشت 1403
رخداد خلط میان جنبه‌های بیانی و واقعیّت
﴿الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى﴾‏ مفهوم استعمالی‌اش آن است که خدا بر روی تخت نشست و بر روی تخت نشستن، استعاره است برای اینکه استقرار پیدا کرد. به بیان دیگر، تصویر اصلی این آیه، یک تصویر تجسیمی است ولی واقعیتش، واقعیت تجسیمی نیست. گاهی اوقات برای اینکه یک مفهوم در ذهن افراد نهادینه شود، خداوند ناگزیر از استفاده از واژگانی است که معنای اصلی‌شان مربوط به انسان‌ها است ولی واقعیتش فراتر از آن است. بین تصویری که خداوند ایجاد می‌کند و تصویری که در مکالمات عادی بشر رخ می‌دهد فرق است. متأسفانه یکی از مشکلاتی که در دنیای اسلام وجود داشته، آن است که متون دارای جنبۀ ادبی و استعاری به درستی درک نشده و جنبه‌های بیانی با واقعیت‌ خلط شده است. علّت مطلب استفادۀ خداوند از واژگانی است که به انسان‌ها مربوط بوده است.
در آیه‌ای دیگر بیان شده: ﴿َیداهُ مَبْسُوطَتان﴾‏ این‌ها تصور کردند العیاذ بالله خداوند یک دستی دارد که از زمین تا آسمان به همۀ نقاط عالم می‌رسد. این در حالی است که هر چند مراد استعمالی از ید، دست است ولی از آن رو که دست، نشانگر قدرت اشخاص است، از این تعبیر برای بیان گستردگی قدرت خداوند متعال استفاده شده است.

طه : 5
المائدة : 64