ذکر یک منبّه وجدانی برای عدم دلالت جملۀ شرطیه بر نسبت توقّفیه

جلسۀ 5 آذر 1386

ذکر یک منبّه وجدانی برای عدم دلالت جملۀ شرطیه بر نسبت توقّفیه

یکی از نکاتی برای اثبات مفهوم شرط بر آن تکیه شده، دلالت جملۀ شرطیه بر نسبت توقّفیه است. یعنی جملۀ شرطیه می‌گوید «جزاء بر شرط متوقّف است». وقتی جزاء بر شرط متوقف شد، با انتفای شرط، جزاء نیز منتفی می‌شود.

مرحوم شهید صدر دلالت جملۀ شرطیه بر نسبت توقفیه را یک امر ارتکازی شمرده است. ولی استاد شبیری حفظه الله با ایشان موافق نیستند. استاد معظّم دراین‌باره می‌فرماید:

یکی از منبّهات وجدانی بر نادرستی دیدگان شهید صدر آن است که در جملات شرطیه‌ای که مسوق برای بیان موضوع است، عرف نمی‌پذیرد که گفته شود جزاء متوقف بر شرط است. مثلاً در قضیۀ «إن رزقت ولداً فاختنه» عرفاً نمی‌توان گفت: «وجوب الختان، موقوف علی رزق الولد». عرف به چنین جملاتی می‌خندد. این در حالی است که «اگر» در این قضایای شرطیه، با «اگر» در سایر قضایای شرطیه، وجداناً به یک معناست.