مقدمه: پذیرش تبادر وجوب از امر و کثرت استعمال آن در استحباب
مرحوم صاحب معالم ، از یک سو، تبادر وجوب از امر را پذیرفته است؛ از دیگر سو، با این واقعیت روبرو شده است که در روایات اهل بیت علیهم السلام، امر فراوان در استحباب به کار رفته است؛ این دو واقعیت، سبب شده است ایشان، تبادر مزبور را مربوط به زمان پیغمبر صلوات الله علیه و آله یا مربوط به اصل لغت بداند؛ ولی گویا این تبادر در زمان اهل بیت علیهم السلام، دیگر از بین رفته است. از همین رو، ظهور امر در وجوب در کلمات اهل بیت علیهم السلام توسط ایشان مورد انکار قرار گرفته است.[1]
تلاش اصولیان متأخر: توجیه کثرت استعمال امر در ندب
گویا اصولیان پس از ایشان، در صدد ارائۀ دیدگاهی بر آمده اند که از یک سو، ظهور امر در وجوب را به هنگام نبود قرینه کند؛ و از دیگر سو، کثرت استعمال امر در ندب را توجیه کند.
مواجهه با دو درک وجدانی
گویا این آقایان، خود را با دو درک وجدانی روبرو دیده اند:
- از یک سو، به این درک وجدانی رسیده بودند که باید امر بدون قرینه را دال بر وجوب دانست؛ همان مطلبی که مرحوم آقای صدر ادعا نمودند مبنی بر آنکه: «لم یستشکل فقیه فی استفاده الوجوب من لفظ امر ورد فی لسان الشارع عند عدم القرینه علی الاستحباب. »[2]
- از سوی دیگر، اشکال صاحب معالم مبنی بر کثرت استعمال امر در ندب را درک کرده اند که یک اشکال قوی است. اشکال آن است که اگر امر برای وجوب وضع شده و استعمالش در ندب مجازی است، از چه رو در سخنان اهل بیت علیهم السلام فراوان رخ داده است؟! اینکه امر برای وجوب وضع شده باشد، ولی کثیراً در ندب استعمال شده باشد، بسیار غریب است.
راه حل اصولیان پس از صاحب معالم: استعمال امر در ندب، مجاز نیست
اصولیان پس از صاحب معالم ، در مقام ارائۀ راه حل برای این اشکال، گفته اند استعمال امر در ندب، مجازگویی نیست تا کثرتش با استغراب همراه باشد. امر برای طلب وضع شده ولی آن گاه که بدون قرینه باشد، به حکم عقل بر وجوب حمل میشود. بنابراین موارد زیادی که بر استفاده ندب از امر قرینه وجود دارد، مجاز نبوده و مشکل ساز نخواهد بود.
استفاده از حکم عقلا برای حل اشکال
در همین جا، برخی به جای حکم عقل، از حکم عقلا برای حل اشکال استفاده کرده اند و مبنای دیگری را سامان داده اند. همچنین آنان که استفاده وجوب را به اطلاق مستند نمودهاند، از این طریق خواستند مشکل را حل کنند.
تمام این ها در صدد حل مشکلی هستند که توسط مرحوم صاحب معالم ، مطرح شده است.
جلسه ۲ مورخ ۱۹ شهریور ۱۴۰۳