جلسۀ مورخ 9 آبان 1386
دیدگاه خاص مرحوم آقای داماد در مبحث «إذا تعدّد الشرط و اتّحد الجزاء» و مخالفت آیت الله شبیری زنجانی با ایشان
حاج آقا در درس از مرحوم آقای داماد نقل میفرمودند که مرحوم آقای داماد در تعارض مفهوم و منطوق، مثل «إن بلت فتوضّأ» و «إن نمت فتوضّأ» که تعدد شرط و اتّحاد جزا باشد، بحثی مطرح است که آیا تعارض بدوی بین این دو هست یا نه؟ معمولا میگویند اینها تعارض بدوی دارند. بنابر ثبوت مفهوم، مفهومِ جمله شرطیه «إن نمت فتوضّأ» این است که «إن لم تنم فلا یجب التوضّی سواءٌ بلت أم لم بل». جمله دیگر هم به همین صورت مفهوم پیدا میکند و از همین رو منطوق هر کدام با مفهوم دیگری تعارض پیدا میکند.
حاجآقا از قول مرحوم آقای داماد نقل میفرمودند که اینجا حتی تعارض بدوی هم ندارند و چنین مواردی از باب وارد و مورود است و نه از باب تعارض دو دلیل تا به دنبال جمع عرفی برویم. اما چرای تعارض بدوی هم ندارند؟
ایشان فرموده بودند که «إن» دالّ بر توقف جزاء بر شرط است. یعنی در فرض وجود شرط، جزا ثابت است و اگر شر ط نباشد، جزاء ثابت نیست. اما پرسش آن است که شرط چیست؟ اقتضای اطلاق قضیه این است که شرط شما همین یک مورد «بلت» یا «نمت» باشد. چون قید دیگری نیاوردهاید و سکوت کردهاید. اما ما به قرینه منطوق جمله دیگر، شرط را قید میزنیم و میگوییم شرط ما «البول أو النوم» است. این تقیّد به «أو النوم» در واقع سکوتی که در دلیل اول وجود داشت را شکست. بنابراین این دو وارد و مورود هستند.
حاج آقا در جواب میفرمودند این مطلب اصلا درست نیست و «إن شرطیه» برای این وضع نشده است که جزا را بر یک شرط غیر مشخص مترتب کند؛ بلکه «إن شرطیه» برای این وضع شده است که جزاء مذکور را بر شرط مذکور معلّق نماید. إن شرطیه توقف شرطی که ذکر شده است را بر جزائی که ذکر میشود میرساند.البته گاهی اوقات ممکن است چیزی ذکر نشده باشد ولی به قرینه مقام مشخص است که این مذکور است و تقدیرات نیز از این باب است. ولی در هر صورت نمیتوان نتیجه گرفت که شرطی که هیچ راهی بدان نداریم در جمله ذکر شود و مثلا از «ان نمت» بتوانیم نتیجه بگیریم که «ان نمت أو بلت». وقتی چنین احتمالی وجود نداشته باشد بنابراین وضع «ان» شرطیه یا هر نکتهای که شما از آن مفهوم را بیرون کشیدید، مقتضایش این است که شرط مذکور بر جزاء مذکور متفرع باشد.
وقتی ما میگوییم اگر شرط تحقق پیدا کند جزاء باید تحقق پیدا کند، این دلالت منطوقیِ قضیه است که اگر بخواهیم دقیقتر بیانش کنیم باید بگوییم اگر جزا بخواهد تحقق پیدا کند شرط موجود باید تحقق پیدا کند، و هیچ چیز دیگری نباید با «واو» به آن عطف شود. زیرا در این صورت علت ناقصه میشود و در این فرض نیز باید تمام اجزاء علت به هم ضمیمه شوند تا جزاء تحقق پیدا کند و با پیدایش بخشی از علت، جزا ممکن نیست به وجود بیاید.
این مفاد وضع و منطوق «ان شرطیه» است و نیاز به اثبات اطلاق کلام نداریم.