جلسۀ 104 مورخ اردیبهشت 1403
دلالت متعلقپذیری و متعلقناپذیری بر اشتراک لفظی
اگر دو معنا را با یکدیگر مقایسه نموده و دیدیم یکی متعلقپذیر و دیگری متعلقناپذیر است، معلوم میشود خود این دو مفهوم با یکدیگر تفاوت دارند. «اَمَرَ» مفهومی است که متعلق میگیرد؛ یعنی مثلاً مفعول میگیرد؛ ولی أمر به معنای شیء یا حادثه متعلق ندارد و در خودش محصور است. این خصوصیات، خصوصیاتی است که در ساختار خود مفاهیم نهفته است و گویای دوگانگی در خود مفاهیم است.
وقتی میگوییم «زید زد»، میتوان از مفعول آن سؤال کرد: «چه کسی را زد؟». یا وقتی میگوییم: «زید امر کرد» میتوان از مفعول آن سؤال کرد: «به چه چیز امر کرد؟». هر چند ضرب متعدی بنفسه است ولی امر متعدی به حرف باء است.
اما امر غیر طلبی چنین خصوصیتی ندارد و این تفاوت گویای تفاوت معنایی این دو است و اشتراک لفظی مادۀ امر را به اثبات میرساند.
این گونه تفاوتها، جنبۀ لفظی ندارد بلکه به تبع تفاوتی است که در خود مفاهیم نهفته است و سبب تفاوت کارکرد آن میشود.
تعبیر مرحوم آقای صدر که فرمودند چنین چیزی در لغت معهود نیست، تعبیر بسیار نامناسبی است. چنین چیزی نع غیر معهود که اساساً غلط است.
بله، اگر نظام ادبیات کنونی را از اساس ویران نموده و در یک نظام دیگر بیاندیشید، و مثلاً بگویید کلمۀ جمع متشکل از هیأت و مادّه نیست، ممکن است مجالی برای این حرفها وجود داشته باشد؛ ولی در نظام ادبیات کنونی اشتقاقات و متعلقپذیری بر پایۀ خصوصیت معنوی واژگان است، در نتیجه این گونه حرفها نه غیر معهود که اساساً غلط است. بنابراین در نظام کنونی، چنین اختلافاتی بین دو چیز، دلیل قطعی بر تعدد معنا محسوب میشود.