دلالت امر بر الزام از باب تلازم عرفی بین بعث شدید و وجوب

نقد مرادف بودن ماده امر با بعث الزامی

به نظر می‌رسد مادۀ امر دقیقاً مرادف بعث الزامی نیست چون در این صورت مقیّد نمودنش به غیر الزامی، مشتمل بر تناقض صدر و ذیل بوده و حتی به نحو مجاز نیز صحیح نیست. بنابراین مادۀ امر نمی‌تواند دقیقاً مرادف الزام بوده باشد به طوری که با شنیدن مادۀ امر ، مستقیماً الزام به ذهن خطور کند. اگر مفهوم الزام بحرفیته در مادۀ امر نهفته باشد، تعبیر امر استحبابی ، به معنای واجب استحبابی بوده و همانطور که پیداست مستلزم تناقض است. به بیان دیگر، اگر مفهوم الزام بحرفیته در مادۀ امر نهفته باشد و مثلاً به معنای بعث الزامی باشد، نتیجه اش آن است که روایت عیون می‌خواهد بگوید بعث الزامی ، گاهی الزامی است و گاهی الزامی نیست و چنین چیزی تناقض بوده و حتی به نحو مجاز نیز صحیح نیست.

دلالت غیر مستقیم ماده امر بر الزام (تلازم عرفی با بعث شدید)

بنابراین اگر بخواهیم ادعای دلالت امر بر وجوب را مطرح کنیم، باید بگوییم دلالت مادۀ امر بر الزام، غیر مستقیم است؛ یعنی مثلاً مادۀ امر به معنای بعث شدید و مؤکد است و این بعث مؤکد و شدید ، با وجوب تلازم عرفی دارد؛ به طوری که اگر گوینده از مادۀ امر استفاده کند، و هیچ قیدی ذکر نکند، عرف آن را با وجوب ملازم می‌داند ولی اگر آن را مقیّد نموده و تصریح کند که این بعث مؤکد ، جواز ترک دارد عرف دیگر از آن وجوب نمی‌فهمد مثلاً آن را به معنای مستحب مؤکد می‌داند. نتیجه این مطلب نیز آن است که استعمال امر در استحباب مؤکد امکان پذیر است.


:date: جلسه ۱۱۴ مورخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳