دلالت اطلاقی «کره» بر کراهت اصطلاحی

:open_book: مفهوم‌شناسی: «کراهت» در لغت

واژه کراهت در لغت به معنای ناپسندیده بودن یک عمل است. این معنای لغوی، هر دو نوع ناپسندیدگی را در بر می‌گیرد: هم مکروهات اصطلاحی و هم محرمات.


دلالت اطلاقی لفظ جامع در مقام بعث بر عدم الزام

همانطور که پیش‌تر در مورد تعابیر «یحب الله» و «ینبغی» اشاره شد، وقتی در مقام بعث از لفظی جامع استفاده می‌شود، این به معنای آن است که بعث مورد نظر الزامی نیست. دلیل این امر این است که لفظ جامع، قابلیت صدق بر پایین‌ترین مراتب طبیعت را دارد. در نتیجه، اگر متکلم قصد داشته باشد مراتب بالای طبیعت را به مخاطب بفهماند، نباید به لفظ جامع بسنده کند. بنابراین، اکتفا نمودن به لفظ جامع، نشان‌دهنده این است که متکلم، بعث الزامی را در نظر نداشته است.


«کره» و دلالت بر کراهت اصطلاحی

مقصود آن‌که همان‌گونه که «یحب الله» و «ینبغی» به هنگام اطلاق دلیل بر استحباب دلالت دارند، واژه «کره» نیز بر کراهت اصطلاحی دلالت خواهد داشت. اگر متکلم بخواهد مخاطب را به شکل الزامی از انجام عملی بازدارد، تنها به تعبیر «بد است» یا مشابه آن بسنده نمی‌کند. اگر عمل مورد نظر حرام باشد، متکلم نمی‌تواند برای افهام حرمت آن، از تعبیری استفاده کند که هم بر مکروهات و هم بر محرمات صادق است. در نتیجه، اطلاق دلیل اقتضا می‌کند که وقتی در مقام زجر از تعبیر جامع استفاده می‌شود، زجر غیرالزامی فهمیده شود.


:warning: استثنا: موارد عدم دلالت بر کراهت اصطلاحی

به عقیده ما، این تعبیر (کره) تنها در جایی ظهور در کراهت اصطلاحی دارد که در مقام بیان اصل زجر باشد. لذا، در جایی که اصل زجر و نهی مفروغ‌عنه است و واژه «کره» در مقام تعلیل برای آن، یا در مقام تعیین منهی یا منهی‌عنه به کار رفته باشد، ظهوری در کراهت اصطلاحی ندارد؛ بلکه در بسیاری از اوقات، در کلام، قرائنی وجود دارد که نشان می‌دهد مقصود از «کره»، تحریم است.


:books: برگرفته از جلسه ۴۴
:date: ۲۸ آبان ۱۴۰۳