مرحوم آخوند خراسانی در بسیاری از مباحث اصولی خویش، از جمله در مبحث «طلب و اراده» و بحث «تعبدی و توصلی»، مطالبی را مطرح نمودهاند که مورد اعتراض برخی از محققین قرار گرفته است؛ به گونهای که ادعا شده است لازمه پذیرش این مبانی، قول به جبر است.
حکایتی در باب مناظره پیرامون حقیقت امر بینالامرین
آیتالله والد از قول مرحوم جد ما، داستانی را نقل مینمودند که در این مقام جالب توجه است. شخصی در زنجان بر فراز منبر، به سبب همین مطالب، مرحوم آخوند را لعن میکرد و مریدان وی نیز در این مسیر با او همراهی میکردند. این شخص حتی در موضوع «امر بینالامرین» کتابی نیز به رشته تحریر درآورده بود. مرحوم جد ما فرموده بودند که من حاضرم با این شخص مناظره کرده و او را به گونهای میان زمین و آسمان قرار دهم که از پاسخ بازماند. سرانجام مقرر شد مناظرهای با حضور استاد ایشان، مرحوم آقای شیخ زینالعابدین زنجانی، برگزار گردد.
تبیین محل نزاع در مسالک سهگانه کلامی
مرحوم جد ما در ابتدای مناظره خطاب به آن شخص فرمودند: ابتدا باید محل بحث را در مورد سه مسلکِ «جبر»، «تفویض» و «امر بینالامرین» روشن نمود. از یک سو، تردیدی نیست که خداوند متعال اعضا، جوارح و قدرت بر انجام افعال را به انسان عطا فرموده است و چنین نیست که این ابزار و قدرت، بالاستقلال از آنِ بنده باشد؛ این مطلبی است که مورد اتفاق تمامی فرق اسلامیِ معتقد به مبدأ است. با توجه به این مقدمه، شما مسلک امر بینالامرین را چگونه تبیین میکنید؟
نقد تعریف ناصحیح از امر بینالامرین
آن شخص در پاسخ اظهار داشت:
«امر بینالامرین به این معناست که ابزار فعل از ناحیه خداوند است، اما اِعمال و استفاده از آن مربوط به بنده است.»
جد ما در رد این سخن فرمودند:
این مطلب که ابزار از ناحیه خداست را تمامی فرق قبول دارند و هیچ مسلمانی معتقد نیست که ابزار، ملک خود بنده است. بنابراین، محل اصلی بحث همان مرحله «اعمال و استفاده از ابزار» است که آیا این مرحله مربوط به خداوند است یا بنده؟ با عنایت به این نکته، اکنون امر بینالامرین را چگونه توضیح میدهید؟
در این هنگام، آن شخص از پاسخ به سؤال عاجز ماند.
تبیین حقیقت امر بینالامرین بر اساس نفی یک اصل موضوعی
پس از عجز آن شخص، مرحوم شیخ زینالعابدین زنجانی از جد ما خواستند که ایشان معنای صحیح امر بینالامرین را بیان کنند.
مرحوم جد ما فرمودند:
من در آن زمان کتاب «ملل و نحل» شهرستانی را مطالعه کرده بودم؛ در آنجا در بیان تفاوت میان این سه مسلک آمده بود که یک «اصل موضوع» میان قائلین به جبر و قائلین به تفویض وجود دارد که قائلین به امر بینالامرین آن را انکار میکنند. آن اصل موضوع این است که:
«فعل واحد نمیتواند مقدورِ دو قادر باشد و صرفاً یک قادر دارد.»
بر اساس اصل فوق، میان جبریه و مفوضه نزاع درگرفته است که آن قادرِ واحد، خداوند است یا بنده؟
| مسلک کلامی | تبیین نسبت قدرت و فعل |
|---|---|
| قائلین به جبر | معتقدند آن قادر واحد، خداوند است. |
| قائلین به تفویض | بر این باورند که آن قادر واحد، بنده است. |
| امر بینالامرین | از اساس منکر انحصار قدرت شده و معتقدند آن شیء واحد، در عین حال که مقدور خداوند است، مقدور بنده نیز هست. |
کسانی که نظریه «امر بینالامرین» را پذیرفتهاند، این اصل موضوع را که «فعل واحد یا شیء واحد نمیتواند مقدور دو قادر باشد» از اساس منکر شده و معتقدند آن شیء واحد، در عین حال که مقدور خداوند است، مقدور بنده نیز هست.
بر اساس جلسه ۹۹
۲۴ فروردین ۱۴۰۴