خلاف قاعده بودن جمع بسته شدن «امر» به «اوامر»
فیومی در مصباح المنیر میگوید:
«الأَمْرُ: بمعْنَى الحالِ جَمْعُهُ (أُمُورٌ) و عَلَيْهِ «وَ مٰا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ» و (الأَمْرُ) بمعْنَى الطَّلَبِ جَمْعُهُ (أَوَامِرُ) فرقاً بينهما و جمعُ (الأَمْرِ) (أوَامِرُ) هكذا يتكلَّمُ به الناسُ (یعنی در مردم آن زمان چنین تکلم میکنند) و مِنَ الأئِمَّةِ (یعنی ائمۀ لغت)مَنْ يُصَحِّحُهُ وَ يَقُولُ فى تأويله إِنَّ الأَمْرَ مَأْمُورٌ به ثم حُوِّلَ المَفْعُولُ إِلى فَاعِلٍ كما قِيلَ أَمْرٌ عَارِفٌ و أصلُهُ مَعْرُوفٌ و عِيشَةٍ رٰاضِيَةٍ* و الأصلُ مَرْضِيَّةٌ إلى غيرِ ذلك ثم جُمِعَ فَاعِلٌ على فَوَاعِلَ (فَأَوَامِرُ) جمْعُ (مأْمُورٍ)»
یکی از مشکلات جمع بسته شدن امر به اوامر آن است که طبق قاعده نیست. فواعل نوعاً جمع فاعلة است ولی در اینجا آن را جمع فاعل قلمداد کرده است. برای مثال باکیة جمعش بواکی است همانند جملۀ معروفی که از پیغمبر صلوات الله علیه و آله نقل شده است: «و لکنّ حمزة لا بواکی له». یا نادبة جمعش نوادب است همانند وصیت امام باقر علیه السلام که وصیت کردند که از مالشان ده سال در مِنا سوگواری شود «كَذَا لِنَوَادِبَ تَنْدُبُنِي عَشْرَ سِنِينَ بِمِنًى أَيَّامَ مِنًى». پس فواعل معمولاً جمع فاعلة است ولی در اینجا آن را جمع فاعل گرفته است.
میگوید امر به اعتبار مصدر، جمعش اوامر نیست بلکه به اعتبار آن دستوری که داده میشود، جمعش اوامر است؛ اوامر یعنی دستورات. دستورات مفعولٌبه است، امر نیز به اعتبار مأمورٌبه بودن، جمعش اوامر است. «فلانٌ یأمر بالاوامر» مقصود مأمورٌبه است. ولی این مأمورٌبه خودش بر «مآمیر» جمع بسته میشود؛ در اینجا برای مفعولٌبه از وزن فاعل استفاده کردهاند؛ یعنی لفظ فاعل را به معنای مفعول گرفتهاند؛ آمر را به معنای مأمورٌبه گرفته و آن را بر اوامر جمع بستهاند.
ولی جمع بستن فاعل به فواعل برایم نامأنوس است بر خلاف جمع بستن فاعلة به فواعل. بله، گاهی فاعلی که برای نساء به کار میرود به فواعل جمع بسته شده است؛ مثلاً قاعد به قواعد جمع بسته میشود: «قواعد النساء».
شاگرد: آیا خوارج، جمع خارج نیست؟
استاد: شاید خوارج، جمع خارجة باشد یعنی الطائفة الخارجة. بنابراین جمع بستن فاعل به فواعل قدری مورد تردید بوده و نیازمند تأمل است.
شاگرد: گفته شده فواعل جمع قیاسی برای فاعلة است.
استاد: بله؛ جمع بستن فاعلة به فواعل بر اساس آنچه در خاطر دارم، قیاسی و طبق قاعده است بر خلاف جمع بستن فاعل به فواعل. مصباح المنیر قصد دارد جمع بستن امر به اوامر را به هر شکلی که هست مطابق قاعده کند.
باری، حتی اگر اوامر در لغت اصیل وجود نداشته باشد، به هر حال نشان میدهد درک عرف از مفهوم آن، به گونهای بوده است که برایش جمع اوامر را قرار داده است.
گفتنی است که بر اساس لغت اصیل، مصدر به هیچ وجه جمع نمیشود. بنابراین امری که جمعش اوامر است، مصدر نیست بلکه به معنای مفعول است یعنی »مأمورٌبه» و آن دستوری که صادر میشود. نمیدانم میتوان از آن به مأمورٌبه تعبیر کرد یا نه. در عبارت «امرتُ بأمرٍ» لفظ «بأمر» که مجرور باء است، به معنای دستور بوده و جمعش اوامر است: «امرتُهُ باوامر». بنابراین به این شکل باید باشد و الا امری که مصدر باشد جمع بسته نمیشود.
جلسۀ 103 مورخ 8 اردیبهشت 1403
المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير للرافعى / ج1 / 21 / أمر … ص : 21
من لا يحضره الفقيه / ج1 / 183 / باب التعزية و الجزع عند المصيبة و زيارة القبور و النوح و المأتم … ص : 173
الكافي (ط - الإسلامية) / ج5 / 117 / باب كسب النائحة … ص : 117