جلسه 109 مورخ 8 اردیبهشت 1404
خاطرهای مرحوم آقای روحانی و تسلط ایشان بر کفایة الاصول
خداوند رحمت کند آقای روحانی را؛ ایشان به کفایه عنایت خاصی داشتند و همانطور که در منتقی الاصول مشاهده میشود، در بحثهای مختلف سعی میکنند عبارات کفایه را مطرح کنند و آن را تبیین کنند. من یک زمانی قبل از آنکه وارد دورۀ درس خارج بشوم، در درس ایشان شرکت میکردم. یک روز خدمت ایشان اشکالی را مطرح کردم. ایشان فرمودند مگر کفایه نخواندی؟! عرض کردم خیر، هنوز کفایه نخواندم. ایشان فرمودند پس طبیعی است که چنین اشکالی را مطرح کنی. فکر میکنم در بحث فروع علم اجمالی بود که ایشان به قاعدۀ فراغ اشکال کردند. من گفتم اگر قاعدۀ فراغ اماره باشد، مثبتاتش حجّت میشود و یک علم اجمالی درست میشود و مسیر بحث تغییر میکند. ایشان فرمودند در کفایه گفته شده که اماریّت یک شیء، با حجیّت مثبتات آن ملازمه ندارد. بعداً دیدم در منتقی الاصول نیز این مطلب آمده است که اماریّت یک شیء، با حجیّت مثبتات آن ملازمه ندارد. جالب آن است که وقتی به کفایه مراجعه کردم، دیدم مرحوم آخوند بر خلاف این مطلب تصریح نموده است. آن کسی که تلازم این دو را انکار کرده، محقق خوئی است نه مرحوم آخوند. علّت این اشتباه، اعتماد بر حافظه است. ایشان این مطلب را در ذهن داشته که اماریّت یک شیء، با حجیّت مثبتات آن تلازم ندارد، ولی دیگر به کفایه مراجعه نکرده است. ایشان به دلیل اهتمام زیادی که به کفایه داشتند، به کفایه مراجعه نکردند؛ چون این اهتمام زیاد سبب میشود آن شخص تصوّر کند تمام مطالب کتاب را در مشتش دارد، و نیازی به مراجعۀ دوباره ندارد. البته تسلط ایشان بر کفایه قابل انکار نیست؛ تسلط ایشان بر کفایه فی الجمله قابل تصدیق است، ولی همین تسلط زیاد، سبب میشود بار دیگر به کتاب منبع مراجعه نکنند.
آیت الله والد میفرمودند افرادی که ذُکاء بالایی دارند، اشتباهاتشان هم زیاد است، چون ذکائی که دارند سبب میشود بر حافظۀ خود تکیه کنند.